خبرگزاری فرهیختگان ۱۴۰۵.۰۴.۱۵
وقتی وسعت، حجت میشود

عبدالحمید قدیریان ، نقاش : تشییع امام شهید را نباید فقط در شمار جمعیت دید. عددها، هرچند حیرتانگیز باشند، توان بیان حقیقت این واقعه را ندارند. گاهی وسعت یک حادثه، خودْ حجت است؛ آدمی را از سطح خبر و تحلیل عبور میدهد و در برابر پرسشی عمیقتر مینشاند: چه کسی اینهمه دل پراکنده را در یکجهت گردآورده است؟ این مردم، همان مردم دیروزند؛ همان خستگان معاش، همان گرفتار شدگان ترس و خبر و رنج. اما در این روزها چیزی در جان آنان دگرگون شده است. در باران میآیند، در گرما میایستند، در خطر عقب نمینشینند و از عادتهای معمول زندگی عبور میکنند. گویی قامت روحشان از اندازه دیروز بلندتر شده است. این، همان معنای رشد است؛ نهفقط افزودهشدن دانستهها، بلکه بالا آمدن مرتبه جان. نه صرفاً فهمیدن یک واقعه، بلکه بیدارشدن در برابر حقیقت آن. جامعهای که چنین در صحنه حاضر میشود، فقط واکنش عاطفی نشان نداده است؛ گویی از درون، ندایی شنیده و به آن پاسخ گفته است. البته زمین اسباب خود را دارد. حوادث اجتماعی، تجربههای تاریخی و رنجهای مشترک، همه در ساختن رفتار مردم مؤثرند. اما بعضی صحنهها از اندازه این تفسیرها بیرون میزنند.
اینهمه حضور، اینهمه اشک، اینهمه ندامت دیرهنگام، اینهمه بازگشت دلها، تنها با محاسبههای معمول توضیح داده نمیشود. قدرتهای زمینی میتوانند جمعیت بسازند، اما نمیتوانند دلها را چنین همنفس کنند. میتوانند دعوت کنند، اما نمیتوانند اشک را از عمق جان برانگیزند. میتوانند مسیرها را سامان دهند، اما نمیتوانند قلبها را بهسوی یک نور روانه کنند. اینجاست که وسعت، معنای خود را آشکار میکند. خیابان دیگر فقط خیابان نیست؛ بستری است که دلها در آن جاری شدهاند. اجتماع، فقط انبوه آدمیان نیست؛ آیهای است از تحولی پنهان. اگر چشم دل باز باشد، در این صحنه فقط جمعیت دیده نمیشود؛ ردّ دستی دیده میشود که دلها را میگرداند. شهادت امام شهید، پنهانشدن نور نبود؛ آشکارشدن آن بود. گویی نوری که سالها در جان او ذخیره شده بود، از حجاب تن عبور کرد و در دل مردم منتشر شد. برخی گریستند، برخی بیدار شدند، برخی از دیر فهمیدن سخن گفتند و برخی که دور ایستاده بودند، ناگهان خود را در برابر حقیقتی بزرگتر یافتند. این تشییع، بدرقه یک پیکر نیست؛ تماشای مرتبهای از رشد امت است. نشانهای است از آنکه صاحب قلوب هنوز دلها را رها نکرده است. هرگاه او اراده کند، مردمی را از خانههایشان، از ترسشان، از عادتشان و از اندازه دیروز خودشان بیرون میکشد و در راهی واحد به حرکت درمیآورد. در چنین لحظههایی باید آرامتر نگاه کرد. باید از شتاب خبر فاصله گرفت و صدای باطن واقعه را شنید. اینجا خیابانها از خاک و آسفالت فراتر رفتهاند؛ مسیر تجلی نور شدهاند و آدمی درمییابد که قافله اسلام بیصاحب نیست. این وسعت، فقط شکوه حضور مردم نیست؛ آینهای است برای دیدن فاعل حقیقی و این رشد، فقط رفتار اجتماعی نیست؛ نشانه آن است که هنوز میتوان از خاک برخاست، به نور پاسخ داد و در میان طوفان، بهسوی آسمان قد کشید.
https://farhikhteganonline.ir/news/240727