۱۳۹۹/۱۰/۱۳
عبدالحمید قدیریان در گفت وگو با «حمایت»:
فضای تفکر شهید سلیمانی از جنس آسمان بود

در تقویم معاصرایران، تاریخه‌های بسیاری نشان از وقایع، حوادث، رخدادهای ملی و گاه جنایت جنایتکارانی دارد که تا ابد برآن نقش بسته است. 13دی ماه هم یکی ازهمین روزهاست، سالروز یکی دیگر از جنایتهای استکبار جهانی و آمریکای جنایتکار علیه ملت ایران که نه تنها مردم کشورمان بلکه تمام آزادی‌خواهان جهان را در غمی بزرگ فرو برد. اجرای دستور ترور بزرگ مردی چون سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی که بسیاری از مردم مظلوم منطقه از لبنان و سوریه گرفته تا افغانستان و عراق احساس آزادگی و حمایت او را چشیده و توانسته بودند از یوغ استکبار رهایی یابند، سبب شد تا در کنار غم واندوه، همگان به دنبال « انتقام سخت» باشند. «حمایت» همزمان با اولین سالگرد شهادت این شخصیت بزرگ با «عبدالحمید قدیریان» هنرمند نقاش متعهد و انقلابی کشورمان در خصوص ویژگی های این سردار بزرگ، واکنش هنرمندان و مردم به گفت وگو نشست.
شهادت سپهبد سلیمانی، مراسم باشکوه تشییع پیکر ایشان و البته حضور باشکوه مردم با هر گرایش و دیدگاه سیاسی در این مراسم، نشأت گرفته از کدام ویژگی «حاج قاسم» بود؟
سردار شهید سلیمانی یکی از شاخص‌ترین شهدای انقلاب است که شهادت ایشان به واسطه شخصیت و منش شان غم بزرگی بر دلها افکند. البته باید اذعان کرد که مردم ایران به خاطر رفتار و سلوک سردار بزرگ در طی این سالها، شیفته و دلبسته ایشان بودند. این شهید بزرگوار با حضور در میدان‌های جنگ در سالهای دفاع مقدس و قرارگرفتن در شرایط جنگی آن زمان و پس از آن با حضور در موقعیت‌های مختلف و البته خطرناکی که در هجمه گسترده دشمن و ایجاد داعش رخ داد، سبب شد تا سلوکی را در فضایی که رب العالمین ایجاد کرده بود طی کند تا در واقع در قالب و معنای «عبد صالح » قرار گیرد. «عبد صالح» بودن درمؤمنین تولید نور میکند و همین ش اخصه نورانی بودن، بود که مردم ایران و حتی پاک طینتان جهان با چشم دل آن را دیدند. معتقدم که فضای زندگی وفضای تفکر سردار سلیمانی ،مرتفع و از جنس آسمان بود و به واسطه آن، روح بزرگی که داشت، باعث شده بود تا در نگاه مردم، جدا از شهامت ، شجاعت ودرایت، صفت بارزشان، صداقت و عبد بودن باشد؛ به همین علت یک جایگاه خاصی مرتفع تر از شهدای دیگر برای ایشان قائلیم و او را به چشم یک اسطوره نگاه می‌کنیم.
یعنی «اسطوره» شدن سردار و الگو شدنشان صرفا به دلایل حضور در فعالیت‌های نظامی و دفاع مقدس نبود؛ درست است؟
براین باورم که نه به خاطر فعالیت‌های نظامی بلکه به خاطر رفتار و صداقتشان بود که دراذهان، ماندگار و الگو شدند. هستند کسانی که فعالیت‌های نظامی زیادی داشته و دارند ولی این چنین الگو نیستند. به هر حال آنچه در اذهان از ایشان به خاطر مانده در کنار تمامی فعالیت‌هایشان ، آن حسن رفتار و صداقتی است که الگو شده است . این مهم بر روی همه تاثیر گذاشت، چه موافقان و چه مخالفان و سبب شد تا همه در زمان تشییع پیکر ایشان آن حماسه بزرگ را خلق کنند. من به عینه شاهد بودم که در زمان تشییع پیکرشان ، مردم از خود بیخود شده بودند، یک جور حیرانی از اینکه با چشم دل می دیدندکه نوری در بینشان است، که تا آسمان امتداد دارد، کاملا به چشم می‌خورد.
در بررسی ابعاد و مسائل مرتبط با شهادت سردار، صحبت‌های بسیاری شده است. تبیین شما از موضوع این شهادت چیست؟
بعد از آن واقعه ، افراد و متخصصان مختلف از زوایای گوناگون مباحثی را مطرح وبه آنها پرداختند، از بیان نظر کارشناسان امنیتی گرفته تا تحلیل‌های سیاسی و نظامی. اما آنچه که از منظر فرهنگی مغفول مانده، تببین توحیدی از این واقعه بود. در واقع باید تأکید کرد که ما نیازمند تبیین توحیدی واقعه شهادت سردار سلیمانی هستیم . این موضوع یک زاویه دیدی است که متأسفانه از این منظر ما در سالهای بعد از انقلاب کم و یا بهتر بگویم، به آن توجه نکرده‌ایم و همیشه حضور این نوع نگاه در تبیین وتحلیل اتفاقات و حوادثی که برای انقلاب رخ داد، مبهم و جای آن خالی بوده است. وقتی در حیطه مباحث سیاسی و امنیتی و نظامی تحلیل و صحبت می‌کنیم، فاعل «دشمن» است و طبیعتأ ما نسبت به آن فاعل، از خود واکنش نشان می‌دهیم. این نوع نگاه نه تنها از حقیقت و ساختار هستی بهره کمی دارد، بلکه ما را در لاک دفاعی برده و همیشه واکنش درمقابل کنش دشمن ازخود نشان میدهیم. اما درمنظر توحیدی موضوع کاملا متفاوت است، در این نوع منظر که شاکله‌ای فرهنگی دارد ، فاعل خداوند است و اوست که راه را بر مؤمنین و دشمنان آنان باز می‌کند و هیچ برگی بی اذن او بر زمین نم‌یافتد. در این نوع نگاه چیزی که بیش از همه خودنمایی می‌کند توجه و دقت در فهم برنامه الهی است، برنامه‌ای که خداوند مرحله به مرحله به عنوان َرب العالمین با نگاهی تربیتی از مجرای امام زمان (عج) در حال انجام دارد. ما باید نگاهی توحیدی به وقایع داشته باشیم. پس باید بدانیم که برنامه خداوند برای رسیدن به آن هدف متعالی یعنی ظهور حضرت حجت (عج) و مراحل پیش روی ما چیست؟ باید بیندیشیم که چرا شهادت سردار سلیمانی در شب قدر سال قبل از حادثه توسط امام عالم(عج) امضا و تأیید شد؟ مگر برنامه الهی چیست که امام زمان (عج) چنین شهادتی را برای این سردار بزرگ پسندیدند؟ درست است که ما دسترسی مستقیم به
امام خود نداریم ولی گوهری چون قرآن را داریم که تمام کلیات و جزئیات عالم را در خود دارد ،پس چرا در استخراج از آن همت لازم را نداریم؟ باید قرآن را از مهجوریت خارج و راه پیش روی خود را در آن ملاحظه کنیم و از آن بهره ببریم. باید متفکرین و تحلیل گران مسیری بر مبنای قرآن را به ما نشان دهند تا ما خود را برای همراه شدن با برنامه الهی آماده کنیم.
منظورتان این است که از پس چنین وقایع، نوعی جوشش رقم بخورد؟
من یک فرد فرهنگی هستم و طبیعتاً نگاهم فرهنگی است و نباید صرفاً نگاه سیاسی و امنیتی و نظامی به وقایع داشته باشم. از نگاه فرهنگی باید هر حادثه‌ای را به گونه‌ای تبیین کنیم که ایجاد حرکت کند. باید به گونه‌ای حوادث را تحلیل کنیم که، در کنار برانگیخته شدن احساسات که واکنش طبیعی در وقایع و حوادث است، راه پیش رو روشن و برایمان انرژی و انگیزه حرکت ایجاد کند و باعث شود تا راه برای حرکت‌های بعدی‌مان باز شود. باید فراتر از نگاه‌های امنیتی–سیاسی و نظامی به این ماجرا داشته باشیم تا سالها از آن انرژی برای تغذیه فکری جامعه ایجاد کنیم؛ این یعنی نگاه درست و بهره برداری خدا پسندانه ازموضوع .
شما به عنوان یک چهره فرهنگی و هنری درکنار سایر هنرمندان و اهالی فرهنگ چگونه از این انرژی بهره برده‌اید؟
توجه داشته باشید که منِ هنرمند نیاز دارم به تغذیه تفکر، نیاز دارم که یک متفکر به من تحلیل و تفکر درستی از واقعه و آینده پیش رو بدهد تا من هم بتوانم مخاطبانم را با هنرم به حرکت درآورم و آنها را به خروج از سکون دعوت کنم. تفکر باید توسط متفکران تولید شود، تا به واسطه آن، تحولی در من ایجاد و ظرف وجودیم پر شود تا در ادامه آثاری خلق شود که بتواند جامعه را به حرکت دربیاورد. نباید از قدرت تأثیرگذاری هنرمندان بر جامعه غافل شویم، همانطوری که در سالهای اخیر، شاهدآن بودیم که هنرمندان به دلیل نبود فضای تفکری وهمچنین تأثیر گرفتن از فضای فکری دشمن توانسته‌اند درتفکرات و جهت گیری‌ها جامعه موثر باشند. یک هنرمنددر کنار داشتن مهارت تکنیکی مملو ازاحساس است ، پس باید تفکری با ظرفیت بالا در جامعه مطرح شود تا بتواند احساس هنرمندان را سامان دهد و فضایی باشد تا هنرمند در مواجهه با آن تفکر در مقوله درست
با روش درست و مقصد درست ، بتواند آن را فهم و از آن تبیین داشته باشد تا در ادامه، در قالب تکنیک و احساس، اثری خلق شود. این اثر قطعاً، جامعه را به حرکت در می‌آورد.