۱۳۹۹/۱۰/۱
صحبت‌های عبدالحمید قدیریان با بخش فرهنگ روزنامه فرهیختگان
به رشته های هنری به عنوان موشک‌های نقطه‌زن نگاه کنیم

انتشارات سوره مهر پیشانی حوزه هنری است و تمام فعالیت‌هایی که در حوزه انجام می شود در فضای انتشارات می تواند نمود داشته باشد و معرفی شود. به نظر می­‌آید باید حوزه هنری نگاهی دوباره به مباحث فرهنگی و هنری داشته باشد. شخصاً در این سال ها با مدیران حوزه هنری جلسه ای نداشتم ولی وقتی به تولیدات مجموعه نگاه می کنم و جهت گیری را می بینم احساس می کنم که قدری بنیادی تر باید به مباحث فرهنگی نگاه کنند. وقتی می‌گوییم ما در جنگ نرم قرار داریم و دشمن هم هجمه های شدید و ویران کننده‌ای را برای به انحراف کشیدن ارواح جوانان ما ایجاد می کند، ما نیز باید خود را مسلح کنیم. ما معمولاً کنشی در بحث های فرهنگی نداریم و حالت ما واکنشی است، که آن هم نیز بیشتر در فضای سیاسی رقم می خورد. به همین دلیل روزبه روز نزول فرهنگی داریم و به تکرار اشتباهات خود ادامه می­دهیم و حرکت بنیادین به معنای بستر سازی برای یک حرکت عمیق و دراز مدت در برنامه ریزیهای ما دیده نمی شود.

 

برشی از مصاحبه در نشریه فرهیختگان

 

معتقدم در زمینه مسائل فرهنگی حوزه انقلاب باید یک سلسله بحث ها داشته باشیم ، باید ببینیم جهت گیری فرهنگی ما چیست و به کدام سمت حرکت می کنیم؟

هدفی که رهبری بر آن تأکید دارند، حرکت به سمت ایجاد تمدن است، تمدنی ایرانی و اسلامی. ما چقدر در مسیر ایجاد این تمدن کار می کنیم و زیرساخت ها را آماده می کنیم؟ مهم این است که خدا امکانات زیادی برای ما ایجاد کرده، ولی آیا ما از این امکانات استفاده می کنیم؟ در سوره مهر، یک کار خوبی که انجام ‌شد جمع آوری خاطرات و بحث هایی است که در قالب رمان و زندگینامه رزمندگان و جانبازان و شهدای دفاع مقدس انجام گرفت و به چاپ رسید. این بدین معنا است که ما از یک معدن طلا که خداوند با ایجاد صحنه­ای هشت ساله ایجاد نمود، بهره گرفتیم و از آن استخراج می کنیم. آیا زمان آن نرسیده که با فرآوری داشته­های اصیل ایرانی و اسلامی، تبیین درخور ایجاد تمدن مورد نظرمان را داشته باشیم و آن را تبدیل به تولیدات فرهنگ کنیم.

جایگاه فرهنگ، به معنای زیربنای تمدن است و زیر بنای فرهنگ، ایمانیات جامعه می­باشد؛ ایمانیاتی که هرچه بیشتر بر صراط حق منطبق باشد، فرهنگ و در ادامه تمدنی عظیم تر و متعالی تر ایجاد خواهد کرد. اگر بخواهیم به سمت این هدف برویم باید نگاه فرهنگی و ایمانی خود را بازنگری کنیم. باید به هنر و رشته های مختلف هنری به عنوان موشک های نقطه زن نگاه کنیم، موشک هایی که به همه دنیا بتوان آنها را ارسال نمود و شاهد تأثیرات فرهنگی آنان در جهت بستر سازی و شکوفایی تمدن اسلامی بود. اگر بخواهیم به این سمت برویم باید نگاه فرهنگی خود را بازنگری کنیم و برای آن اهمیت قائل شویم.

باید برای این مسئله یک مثال بزنم که اگر جدی گرفته شود، می تواند تاثیرگذار باشد. یک تجربه خوبی که در کشورمان داشتیم، حمایت رهبری از تولید سلول های بنیادی  بود. با حمایت ایشان اهل علم با آزمون و خطاهای بسیار توانستند به موفقیتهای بزرگی برسند و را ه را باز کنند. آنها چیزی را از عدم به وجود نیاوردند، بلکه توانستند توانمندی بالقوه یک سلول را شناسایی و تولیداتی را از آن داشته باشند. در بحث فرهنگ برای بستر سازی تمدن اسلامی نیاز به یک چنین نگاهی داریم یعنی نگاهی که در رویان اتفاق افتاد. نگاهی که در کشف ابعاد فرهنگ ایرانی و اسلامی که در 1400 گذشته مقفول مانده سعی نماید و تبیین جدیدی منطبق بر قرآن از اسلامی که امام خمینی(ره) مطرح نمودند به دست آورند. این اتفاق باید بیفتد و بعد می­توان در راستای آن تولید اثر نمود.

درست است که ما در جنگ رسانه ای هستیم، و باید در مباحث سیاسی، فرهنگی روز جوابگو باشیم و همچنین درست است که باید در جمع آوری ارزش هایی که در دفاع مقدس و دوران انقلاب رخ داده، تلاش کنیم، ولی باید در کنار این رفتارها هسته ای شکل بگیرد تا مسیر پیش رو را قرآنی تبیین و روش مفهوم به فرم را شناسایی نمایند؛ قاعدتاً به نظر می­آید حوزه هنری باید مرجع این رفتار شود تا پایه های تمدنی را در بعد تئوری و تصویری سامان دهد و تولید اثر کند. در حال حاضر به روزمرگی افتادیم و خود را تکرار می کنیم چون با پایه های فکری به تولیدات هنری خود نگاه نمی کنیم، همواره احساسی جلو می رویم. این گونه رفتارها جوابگویی و بسترسازی تمدنی نیست.

بعنوان یک هنرمندی که در این سال ها در مسیر اهداف انقلاب کار کردم و سعی کردم سرباز کوچکی باشم، توصیه می کنم در کنار مسائل سیاسی و استخراج ارزش هایی که در دامن دفاع مقدس و انقلاب رخ داده و باید ثبت شود، باید گروهی تشکیل دهیم که این گروه پایه های فکری و ایدئولوژیک مبانی هنری را کار کند یعنی یک چیزی همانند رویان که مثال زنم. باید به گونه ای حرکت کنیم که با تغییر سیاست های سیاسیون مجبور نباشیم مسیر خود را عوض کنیم. ما یک دوران طلایی در اوایل جنگ در حوزه هنری داشتیم. تولیدات هنر انقلاب در بطن جامعه نمود مستقیم داشت. این دوره را لمس کردیم.

اگر یک بررسی انجام دهیم درمی یابیم که با تغییر سیاست سیاستمداران ما هم مسیر خود را عوض کردیم. من به عنوان هنرمند چرا به دنبال سیاسیون مسیر خود را عوض می کنم؟ چون پایه های فکریم ضعیف است. متأسفانه ما در جامعه ای زندگی می­کنیم که دموکراسی پاشنه آشیل آن است؛ و سیاسیون از این فضا استفاده می­کنند و با تبلیغات و فضاسازی، نظرات خود را بر جامعه اعمال می­کنند و جامعه را «طبق مشاهدات چند دهه گذشته» از مسیر اصلیش منحرف می­کنند. ولی چرا هنرمندان که از آنان انتظار می­رود، به دنبال سیاسیون حرکت می­کنند؟ باید علت را در نداشتن تبیین درست منطبق بر قرآن جستجو کرد. جایگاه قرآن به معنای این که برای ما مسیر و مقصد تبیین کند، در آثار و تفکرات ما خالی است. اسلام ما با نگاه قرآنی بسیار فاصله دارد.