۱۳۹۸/۲/۱۸
یادداشتهایی از سفر به کربلا- اردیبهشت ۱۳۹۸ (قسمت اول)

امشب اولین شب جمعه ماه رمضان است.

در کربلا دعا گوی همه دوستان هستم.

اهالی کربلا همگی با افطاری هایش در اطراف حرم اباعبدالله و حضرت ابولفضل العباس در کنار خانواده هایشان جمع شده و به دعا و نماز نشسته اند. فضا صمیمی و نورانیست، هر کس به طلب خواسته‌ای سر به آسمان بلند کرده و با چشمان اشک آلود و لبخندی سر شار از محبت در سکوت به راز و نیاز مشغول است.

هر چه به اذان مغرب نزدیکتر می شویم صدای ناله ها واضح تر و بلندتر می شود.

 گهگاه صدای بلند گریه مرد عربی که به سجده رفته شنیده می شود، که با لحنی دعواگونه رو به حرم سخن می گوید و توجه همه را به خود جلب می کند.

 صدای مرد به قدری ملتمسانه است که شنونده درد های خود را فراموش میکنند و شاکر نعمت های الهی میشود.

در این ساعات عزیز ناباورانه به اطراف نگاه می کنم و خشنودم از اینکه در حرم امامم هستم. 

ان شاالله

خداوند حاجات همه را برآورده سازد و دستگیر همه باشد.

التماس دعا

عبدالحمید قدیریان

۱۳۹۸/۲/۱۸