۱۳۹۷/۹/۱
آسمانی باشیم
مولایمان امیر مومنان علی ع، نسبت به هدایت و آسمانی کردنِ مردم حریص بودند.

     هنرمند متعهد و متفکر که بنای خود را آزاد اندیشی بر مبنای حقیقت قرار داده و دوست ندارد از جایی و یا از سوی کسی به او تفکر القاء شود و در صدد یافتن تفکری بر اساس حقیقت عالمی باشد که در آن زندگی می­کند، باید برای یافتن فهم دقیق، به نظام داشتن عالم، ایمان داشته باشد.

     همه ما از نظم در کارها و امور خود لذت می­بریم و معتقدیم که کلاً بدون نظم کارها و امور پیش نمی­رود؛ حال اگر چنین است، چرا برای خلقتی که خداوند حکیم ایجاد نموده، نظم قائل نیستیم؟ شاید جواب دهید که ما به این امر معتقدیم و بیش از آن چیزی که شما می­گویید باور به نظم در هستی داریم. پس چرا در فرهنگ و تفکر ما این امر نمود ندارد و عموماً همه صحنه­هایی که برای ما رخ می­دهد را یک اتفاق می­دانیم. چرا اهل تفکر به دنبال یافتن روابط و نسبت‌ها و درک نظامی نیستند که بر عالم حاکم است!؟

باید فرهنگ دقیق دیدن و تفکر در امور را بیآموزیم؛ باید تمام دغدغه ما فهم نظمی که خداوند در عوالم ایجاد نموده، باشد تا بتوانیم بهتر روابط بین اجزای عالم را درک کنیمتا از طریق آن آیات الهی برایمان قابل روئیت شود. 

     خداوند در قرآن کریم می­فرماید: همه چیز بر اساس حق خلق شده، یعنی در همه عوالم، هرچیز جایگاه دقیقی و منظمی دارد و با عناصر دیگر بسیار هماهنگ است. خداوند از ما می­خواهد تا برای درک نظام موجد در مخلوقات به آسمان‌ها و زمین و آیات درون آنها بنگریم و تفکر و تدبر و تعقل کنیم و حق را، که همان نظام موجود در عالم می‌باشد، فهم نماییم و رفتار‌هایمان را بر اساس آن قرار دهیم. یکی از برکات فهم «حق»، فهم مقوله ظهور است. اساساً ظهور منجی که همه ما در انتظارش هستیم، یکی از درجات تحققِ حق، می­باشد که موجب محو همه آن چیزهایی می­شود که به واسطه ما و البته غیر منطبق با نظام خداوندی ایجاد شده است، چرا که ساخته­های ما بر پایه ظن و گمانِ است و در حقیقت چیزهایی است که ما برای خود بافته­ایم. به قول خداوند در سوره‌ی نجم «وَ إِنَّ الظَّنَّ لا یُغْنی مِنَ الْحَقِّ شَیْئًا» یعنی در حقیقت‏، ظنّ و گمان در وصول به‏ حقیقت، هیچ سودی به انسان نمی‏رساند. 

     حال با این مقدمه و با اعتمادی که به قرآن به عنوان مرجعی برای جستجو و استخراج جمیع علوم داریم، انتظار می­رود که به پیرامون خود دقیق‌تر نگاه کنیم و جایگاه هر چیز را بشناسیم و ساخته­هایمان را به حق نزدیک کنیم. راستی چرا با وجود علمای عالی‌مقام آشنا با حق و نظام خداوندی که می­توانیم از هدایتشان بهره ببریم، سعی در فهم راه­های آسمان نمی­کنیم؟ یاد فرمایش  مولایمان امیر مومنان علی ع می‌افتم که نسبت به هدایت و آسمانی کردنِ مردم حریص بود و مدام با خونِ‌دل از آن‌ها می‌خواست که از موضوعات مختلف دنیایی، آخرتی، زمینی، آسمانی و بلکه از راه‌های آسمان از ایشان سؤال کنند تا با آن راه‌ها آشنا شوند و آن را در پیش گیرند و آسمانی شوند. بسیار شنیده‌ام که بزرگانمان بر روی منابر نقل می‌کنند که مولا فرمود از من بپرسید قبل از این که مرا از دست بدهید، همانا من به راه‌های آسمان آشناتر از راه‌های زمین هستم. این کلام مولی بدان معنی است که ما را دعوت به شناخت آسمان‌ها و اجزای آن می­کنند.

     تصور کنید که اگر هنرمندان نسبت به عوالم متعددی که خداوند خلق کرده، شناخت پیدا کنند، دیگر اجازه نخواهند داد هر اندیشه­ای بر آنها مسلط شود. برای مثال اگر هنرمندان آشنا به مکانیزم تأثیر گذاری شیاطین باشند، دیگر به هر فکری که به ذهنشان آورده می‌شود، بها نمی‌دهند و دست بسته تسلیم نمی‌شوند. دشمنان به عنوان حزب شیطان با فهم این مکانیسم مدتهاست در قالب هنر، به ویژه سینمای هالیوود آثار فاخری تولید می­کند که به عنوان مصداق بارز میتوان از فیلم آواتار یاد کرد. فیلمی که تصویری از عالم ماورای دنیا و تصویری از دخان را ارائه میدهد.

هنرمند آشنا با عوالم هستی، دیگر اجازه نمی­دهد هر جوجه جنی بتواند بر تفکرش سوار شود و او را به ناکجاآباد ببرد. از سوی دیگر اگر الهامی مَلَکی یا نوری ملکوتی به او برسد، ارزش آن را درک کرده و به سادگی از کنارش عبور نمی­کند. پس عاقلانه و خدا پسندانه این ­است که ما هنرمندان از عالمان و اهل تفکر و آشنایان به نظام خداوندی، شناخت بیشتر و دقیق‌تر عوالم هستی را مطالبه کنیم و از آنها بخواهیم در این امر خطیر ما را یاری کنند.

خدایا کمکمان کن! که تو بهترین مولا و کمک کننده‌ای. «نعم ‌المولی و نعم ‌النصیر».