۱۳۹۷/۶/۳۱
روش درست تبلیغات دینی
باید فطرت را سنگ زیرین دین‌داری می‌دانستیم و تربیت جامعه را از آنجا شروع می‌کردیم

واژه دین از مفاهیمی است که همواره بحث آن در میان جمع اندیشمندان و صاحب‏نظران وجود داشته و نظرات گوناگونی در باره آن ارائه شده است، ولی هنوز آنها به توافق مشترکی درباره معنی آن نرسیدند. حتی بعضی از محققان واژه دین را قابل تعریف نمی‏دانند. در کُل، فضای تبیین دین، فضایی گنگ و مغشوش است. بعضی­ها دین را در تقوائیات منحصر می­کنند و بعضی دیگر اعمالی همچون نماز و... را در دین­داری پررنگ کرده و عده‌ای انابه و توبه را اصل می­دانند.

در هر صورت تعریفی که جامعه با آن سروکار دارد چنین است: دین ، مجموعه (سیستم) حقایقی هماهنگ و متناسب از نظام‏های فکری (عقاید و معارف)، نظام ارزشی (قوانین و احکام) و نظام پرورشی (دستورات اخلاقی و اجتماعی) است که در قلمرو ابعاد فردی، اجتماعی و تاریخی از جانب پروردگار متعال برای سرپرستی و هدایت انسان‏ها در مسیر رشد و کمال الهی ارسال می‏گردد.  به عبارت دیگر تعریفی که در جامعه مطرح است، دین را مجموعه ای از عقاید و قوانین و مقرراتی که هم به اصول فکری نظر دارد و هم درباره اصول گرایشی سخن می‏گوید و هم اخلاق و شئون ‏زندگی را تحت پوشش قرار می‏دهد، می­شناسد.

ولی به گفته قرآن فطرت دین قیم است. خیلی از بزرگان از جمله استاد مطهری، فطرت را وجه اشتراک مابین انسانها معرفی می­کند. ایشان می­گوید: «فطرت، سنگ زیرین معارف الهی و گوهر مباحث انسان‌شناسی است؛ به گونه‌ای که اگر مفهوم فطرت را از مباحث انسان‌شناسی حذف کنیم، کل ساختمان این دانش فرو می‌ریزد» و از این‌ روست که او فطرت را «ام المعارف مسائل انسانی» دانسته‌ است.

     خداوند در آیه 30 سوره روم[1] چنین می­فرماید: «پس روی خود را حنیفانه به جانب دینی كن كه مطابق فطرت خداست، فطرتی كه خدا بشر را بر آن آفریده و در آفرینش آن دگرگونی نیست، این است دین قیم ولی بیشتر مردم نمی­دانند.»

     جالب آنجاست که خداوند پس از معرفی فطرت به عنوان دین قیم، در آیه 31 به زیر مجموعه فطرت پرداخته و به ترتیب انابه، تقوا، و برپایی نماز را ذکر می­کند و در آیه 32 از کسانی می­گوید که دین خدا را فرقه فرقه کرده­‌اند و به آن دلخوش دارند[2].

     گاهی فکر می‌کنم چقدر رفتار تربیتی ما در جامعه با مسیری که در این سه آیه مطرح شده، تفاوت دارد! ما در جامعه، دین و تبلیغات دینی را از انتها به اجرا گذاشته‌­ایم و ثمره‌­اش را بعد از گذشت چهل سال در خیابان­ها می‌­بینیم. در صورتی که اگر به گونه‌ای که خداوند در این آیات فرموده، عمل می­کردیم، به سرعت رشد می‌کردیم و اکنون در مکانی رفیع ایستاده بودیم.

     باید فطرت را سنگ زیرین دین‌داری می­دانستیم و تربیت جامعه را از اینجا شروع می­کردیم؛ پس از آن و به ترتیب، انابه، تقوا و نماز را در سیر روش تبلیغی خود اِعمال می­کردیم. به گفته قرآن اصرار به نماز خواندن در جامعه­‌ای که گرایش به تقوا ندارد، و نیز اصرار به تقوا در جمعی که انابه ندارد و دعوت به انابه در گروهی که فطرتش بیدار نشده، رفتار کارآمدی نیست و راه به جایی نمی­برد. اگر می‌خواستیم بر اساس نظامی که خداوند قرار داده، رفتار کنیم، باید تربیت را از فطرت و بیداری فطرت و تربیت فطرت شروع می‌کردیم.

یک معمار برای بنا کردن یک ساختمان ابتدا چارچوب و اسکلت آن را برپا می‌کند و سپس سایر عناصر را بر اساس آن می‌چیند. اگر قرار باشد دینداری ما قوام داشته باشد، نیازمند قیم است و خداوند پس از بیان فطرت و توجه به فطرت، آن را دین قیم می‌خواند.  پس باید به فطرت و مختصات آن بیشتر بیندیشیم تا از آن بهره ببریم.

     خدایا هرچه بیشتر ما را با فرهنگ قرآن آشنا کن. خدایا ما هنرمندان بیش از هر کس دیگری تلاش داریم تا لایه­‌های پنهان عالمی را که تو خلق کردی، بشناسیم و در آن سیر کنیم، پس ما را با اسرار این عالم که در قرآنت نهفته‌­ای آشنا فرما.

خدایا تو بهترین مولا و کمک کننده‌ای. «نعم ‌المولی و نعم ‌النصیر».

 


[1] [روم30] ـ  فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّینِ حَنیفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتی‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها لا تَبْدیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ

 

[2] [روم31] ـ  مُنیبینَ إِلَیْهِ وَ اتَّقُوهُ وَ أَقیمُوا الصَّلاةَ وَ لا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكینَ

 [روم32] ـ  مِنَ الَّذینَ فَرَّقُوا دینَهُمْ وَ كانُوا شِیَعاً كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ