۱۳۹۷/۶/۲۰
چرا نگران نیستیم!؟
خدایا ما نمی‌خواهیم همچون سگان به آیاتت توجه نکنیم.

در تاریکی دنیا که چشم خوب نمی­بیند و نمی‌تواند مسیر را بیابید، خداوند بر ما منت گذاشت و آیاتش را قرار داد و به ما فرمود که به آیاتش توجه کنیم و در آنها تفکر، تعقل و تدبر نماییم و در نور معرفت پیش برویم. در حقیقت با این کار، او با زبان بی‌زبانی و با زبان صحنه‌ها با ما تکلم می‌کند و شدیداً توقع دارد تا ما به آیاتش و در واقع کلامش توجه کنیم.

خدایا ما را مورد مغفرت خویش قرار ده. ببخش که ما بی ­اعتنا از کنار آیاتت عبور می‌­کنیم. خدایا، ما با دوران‌ها و حوادث پیشِ رویمان که در مسیر برنامه‌ی توست، بیگانه‌ایم. پس چگونه می‌­توانیم ادعای عبد تو بودن را داشته باشیم. ما اگر ندانیم چه را می‌­پسندی، نمی­‌توانیم خود را با خواست تو هماهنگ کنیم؛ مگر عبد بودن یعنی به خواست معبود سر فرود آوردند، نیست.

خدایا رسولت را با قرآن فرستادی تا ما را انذار دهد و هشیارباش و هشدارباش‌گویمان باشد. ولی همچنان ما در ظلمات شب دنیا در مسیری ناآشنا حرکت می­کنیم! چرا نگران نیستیم!؟ چرا به تو توکل نمی‌کنیم در حالی که تو هدایتمان کرده‌ای؟ «وَ ما لَنا أَلاّ نَتَوَکَّلَ عَلَی اللّهِ وَ قَدْ هَدانا سُبُلَنا[1] ...»؟ خدایا تو به بهانه داستان بلعم باعورا، که آیاتت را تکذیب کردند تکذیب کنندگان را ‌مانند سگ خواندی و فرمودی «فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ» خدایا ما نمی‌خواهیم همچون سگان به آیاتت توجه نکنیم.

   خدایا! تو خالق آسمانها و زمین هستی و از همه اسرار عالم باخبری! تو نظام و قانون عالم را در ظرف قرآن بر قلب نازنین رسول­الله ص نازل کردی تا ما با تلاوت آن با مسیر پیش رو آشنا شویم و آن را بپیماییم. پس چرا در قرآن زندگی نمی­کنیم؟ چرا ما در عُمق دنیا زندگی می‌کنیم و از خدا نمی‌خواهیم تا دیدگاه­مان از عالم هستی را رفعت بخشد؟ نکند ما نیز همچون یهودیان به خدای ساعت­‌ساز و یا مرده ایمان داریم و به فتنه‌هایی که از جانب خدا برای مدعیان قرار داده می‌شود، باور نداریم![2] آیا این عالم صاحب ندارد؟ آیا نظام ندارد؟ مگر اهل­بیت ع در پاسخ به سؤالات آن اعرابی مشتاق، او را به تحسّس دعوت ننمودند؟ آیا نفرمودند که در هر عصر و زمان، به دنبال ولیّ باشید تا او را نصرت کنید و این‌گونه به سعادت و کام‌یابی دست یابید؟ چرا از ولیّ عصر و حتی از عزیز بزرگوار مورد تاییدش، نور چشممان، رهبر فرزانه‌مان، که خدا عمرش را طولانی سازد و سلامتی‌اش عطا کند، غافلیم و او را تنها گذاشته‌ایم؟ آیا نباید به آیات‌الله که در قرآن و اطرافمان وجود دارد توجه کنیم؟ آیا نباید در تحسّس حقایق کوشید؟ آیا نباید حق را یافت و بهای با حق بودن را با بذل جان، پرداخت نمود؟ آیا جان بهای زیادی برای این امر است!؟     

جان چه باشد که نثار قدم دوست کنیم        این متاعی است که هر بی سر و پایی دارد.

خدایا خودت دستمان را بگیر و فرهنگ تحسس را در ما تقویت نما. خدایا کمک‌مان کن!

 

  [1]  [ابراهیم12] ص257 ـ وَ ما لَنا أَلاّ نَتَوَكَّلَ عَلَى اللّهِ وَ قَدْ هَدانا سُبُلَنا وَ لَنَصْبِرَنَّ عَلى ما آذَیْتُمُونا وَ عَلَى اللّهِ فَلْیَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ    و چرا بر خدا توكل نكنیم و حال آنكه ما را به راه‏هایمان رهبری كرده است‏؟ و البته ما بر آزاری كه به ما رساندید شكیبایی خواهیم كرد، و توكل‏كنندگان باید تنها بر خدا توكل كنند.

[2]  [العنکبوت2] أَ حَسِبَ النّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ     آیا مردم پنداشتند که تا گفتند ایمان آوردیم‏، رها می‏شوند و مورد آزمایش قرار نمی‏گیرند؟