۱۳۹۵/۱۱/۹
گفت‌وگو با عبدالحمید قدیریان، هنرمند برجسته عرصه تجسمی كشور :
ما هم باید تهاجم فرهنگی کنیم!
 
گفت و گو سید مجتبی نوریان :

جناب قدیریان با توجه به وضعیت فرهنگی موجود مقاومت را چگونه تعریف میكنید؟

در بحث فرهنگی آن هم در موقعیتی كه ما هستیم، مقاومت چیز خوبی نیست. مقام معظم رهبری در ارتباط با موضوع فرهنگ از واژه تهاجم استفاده كردند و به این لحاظ اعتقاد من این است كه ما باید به دشمن، تهاجم فرهنگی كنیم، نه اینكه در مقابل او مقاومت كنیم. مقاومت فرهنگی این گونه است كه ما بایستیم و در مقابل هجمههای فشرده و مداوم دشمن ایستادگی كنیم. چرا ما باید این كار را بكنیم؟ چرا باید بایستیم و در مقابل هجمهها ایستادگی كنیم؟ ثمرهاش همین چیزی است كه الان در جامعه میبینیم. روز به روز ضعیفتر میشویم چون مقاومت سخت است. شما یك جا میایستید و در مقابل فشار بیرونی مقاومت میكنید و این شما را به اضمحلال میكشاند و ضعیف میكند و وقتی ضعیف شدیم، دشمن مرتب سیطرهاش را بیشتر میكند. خیلی جالب است كه مراكز فرهنگی ما این همه كار فرهنگی میكنند و هزینه میكنند؛ حداقل در آمارهایی كه میدهند و هزینههایی كه برای هنر و برای فرهنگ میشود بسیار زیاد است، پس چرا ما روز به روز به اضمحلال فرهنگی كشیده میشویم و رهبری معظم از سطح فرهنگی كشور ناراحت هستند. مشكل كجاست؟ معتقدم این اشكال به دیدگاه ما برمیگردد. یعنی تا وقتی كه ما بحث مقاومت را داریم و سعی میكنیم در مقابل هجمههای دشمن صرفاً ایستادگی كنیم و آهسته برویم و آهسته بیاییم تا نكند به ما انگ خشونت گرایی بزنند؛ ولی در مقابل، دشمن با بیحیایی، مدام به ما حمله میكند و با تكبر و غرور میگوید: شما را نابود میكنم و علناً تصمیم خود را اعلام میكند، طبیعی است كه این دو رفتار در مقابل هم، با هم همخوانی ندارند و باعث ضعف و نابودی ما میشود. ما در بعد فرهنگ و هنر باید به طرف تهاجم فرهنگی برویم یعنی همان رفتاری كه حضرت امام خمینی(ره) داشتند، ایشان هر روز، یك حركت كوچك انجام میدادند و دشمن را به چالشی بزرگ میكشیدند. من آن زمان دانشجو بودم، هر صبح كه از خواب بیدار میشدم منتظر بودم تا ببینم امام چه حركت فرهنگی جدیدی در مقابل دشمن میكنند و دشمن با همه اقتدارش چگونه به چالش میافتد و ذلیل میشد. چرا؟ برای اینكه امام تهاجم فرهنگی میكرد، مقاومت فرهنگی نمیكرد.

منظور من از تهاجم فرهنگی ما فریاد كشیدن و بد اخلاقی كردن نیست، اگر به پیرامون خود دقت كنیم و اتفاقات اخیر را رصد نماییم، میبینیم كه خداوند در اربعین حسینی (ع) دارد بر دشمن تهاجم فرهنگی میكند. خداوند با اشاعه محبت، با اشاعه مرزبندی بین حق و باطل، دارد كاری هجومی میكند. هیچ كس نیست، كه به راهپیمایی اربعین برود و بیتفاوت برگردد. از منظر خوبان عالم، بهترین مبارزه با دشمن اشاعه تصویری شفاف از حق و معرفی آن است. از این روست كه ما در راهپیمایی اربعین شاهد تحقق كلمه «ودّ» یعنی محبّت آرمانی به اهل بیت(ع) هستیم و این یعنی امید، یعنی انگیزه، یعنی نمایش عشق و محبت به انسانها، یعنی دمیدن روح به كالبد جامعه اسلامی. خداوند در راهپیمایی اربعین دارد فرهنگسازی و پاكطینتان را آماده حوادث پیش رو میكند.

وظیفه ما در مورد جوانان امروز كشورمان در حوزه فرهنگ چگونه است؟

ما باید جوانهایمان را به سمت تهاجم فرهنگی خودمان هدایت كنیم، مخصوصاً در این سالهای اخیر. در این زمانه خداوند راهپیمایی اربعین را كه از شگفتیهای تاریخ است، راه انداخته، یعنی كاملاً معلوم است كه دست خدا دارد كار انجام میدهد و اربعین را ایجاد كرده و مردم را از 80 كشور جهان در یك نقطه، در زمانی معین جمع میكند و در صحنهای زیبا روی آنان كار فرهنگی میكند. باید از خود بپرسیم كه خداوند به چه دلیل این كار را شروع كرده است؟ به گمان من، این شروع تحقق همان وعده الهی درباره دو بار فساد بنیاسرائیل روی زمین و به تبع آن، نابودی اسرائیل است كه خداوند در اوایل سوره اسراء به آن اشاره میكند[إسراء5]. باید در این زمان كه بحث حركت به سمت نابودی اسرائیل است و مقام معظم رهبری در یكی از فرمایشاتشان به این نكته اشاره كردند كه تا 25 سال آینده، دیگر اسرائیلی وجود ندارد، ما خودمان را آماده كنیم و این ماجرا جز با هجوم فرهنگ اصیل اسلامی و شیعی به قلبهای پاكطینتان تحقق نخواهد یافت. لذا ما نباید بایستیم و مقاومت كنیم، چه مقاومتی؟ ما باید هجوم بیاوریم. طرحها و ایدههایی بدهیم كه حاكی از ذلیل بودن دشمن و قدرت مسلمین باشد. كار فرهنگی و انقلابی، صرفاً شعار دادن نیست، باید مفاهیم معرفتی اسلام را تبیین كنیم و به جامعه جهانی كه تشنه شنیدن است ارائه نماییم.

به نظر شما استراتژی فرهنگی ما در كشور به چه صورت است؟ آیا این استراتژی را قبول دارید؟

ما استراتژی فرهنگی نداریم، نیروها هرز میروند. نیروها به آن ثمری كه باید بنشینند، نمینشینند. چرا؟ برای اینكه ما در كلان فرهنگی، برنامه و دورنمایی شفاف و تبیین شده نداریم. فرهنگ ما را وزارت امور خارجه هدایت میكند و به نوعی دارد لیبرالیسم را اشاعه میدهد، حتی در بُعد مقاومتی آن. در حال حاضر شرایط دنیا شرایطی نیست كه سیر حركت ما مانند چند سال پیش باشد و به راحتی از كنار لحظات بگذریم. لحظه به لحظه در دنیا دارد اتفاقات عظیم میافتد. خداوند بارها در قرآن تأكید میكند كه به آیات من توجه كنید و كسانی كه توجه نمیكنند را مورد شماتت قرار میدهد. یعنی به پیرامون خودتان نگاه كنید و دست مرا ببینید كه دارم كار انجام میدهم. من هستم و حضور دارم، من دارم در این عالم خدایی میكنم. هیچ برگی بدون اذن من نمیافتد. این همه صحنهها پیرامون ما اتفاق میافتد و ما به نام اتفاق از كنار آنها رد میشویم. همه این صحنهها دست خداست، اینها را به هم وصل كنیم و ببینیم خدا دارد چه كار میكند. خداوند دارد آیاتش كه حاكی از نشانههایی برای آینده میباشد را به ما نشان میدهد، تا ما برای صحنههای پیش رو آماده شویم. لذا خوب است كمی بهوش بیاییم. اینقدر ننشینیم و محفلی عمل كنیم. باید سرمان را بالا بگیریم و جهان اسلام و بلكه جهان بشریت را نگاه كنیم. وقتی رهبری برای جوانان غرب پیام میدهد، معنایش این است كه ای كسانی كه دارید كار فرهنگی میكنید، جهانی فكر كنید، نه منطقهای، نه برای داخل كشور. لزوم جهانی فكر كردن داشتن اقتدار است. معتقدم كه در بعد مدیریت فرهنگی ما باید تبیین و استراتژی داشته باشیم، تبیین ما باید همگام با حركتهایی باشد كه خداوند دارد در منطقه و جهان انجام میدهد. سیری كه در پیش روی ماست، كاملاً مشخص است كه دارد به طرف نابودی اسرائیل میرود. شاید شما تا دو سال پیش نمیتوانستید چنین جملهای را بگویید، ولی امروز این موضوع كاملاً مشهود است و اگر كسی این را متوجه نشود، جای سؤال دارد. اگر مسئول فرهنگی این را متوجه نشود، مشكل دارد. اگر متوجه نشود و نفهمد كه این سیل جمعیت، در اربعین حسینی (ع) وقتی در یك نقطه جمع میشوند و در مسیری مستقیم با روش كاروان حسینی (ع) به سمت امام (ع) میروند، به چه معنایی است، یقیناً نمیتواند كار فرهنگی كند و چنین فردی اساساً با كار فرهنگی اسلامی و قرآنی آشنا نیست. بر طبق آیات قرآن، صحنهها دارند به سمت نابودی اسرائیل میروند، در این صورت، منِ هنرمند، در جهت این حركت چقدر تلاش كردهام؟ آیا كاری كردهام؟ آیا اصلاً به این موضوع فكر كردهام؟ چرا ما همیشه در بحث فرهنگی باید بنشینیم و منتظر اتفاقها باشیم؟ چرا باید منتظر هجوم باشیم تا مقاومت كنیم؟ اگر به فرموده رهبر معظم انقلاب، دشمن هجمه فرهنگی میكند، چرا ما به عنوان جبهه حق كه پشتوانه عظیمی از معارف الهی و قرآنی را در اختیار داریم، دست به هجمه نزنیم؟ هجمهای كه ثمرهاش نه مردن افراد، بلكه احیا و زنده شدن ایشان است. خداوند در سوره یس چنین میفرماید كه ما هستیم كه زنده میكنیم (یس ۱۲). همان گونه كه یك بار خداوند در سال ۵۷ با دمیدن روح در این ملت از طریق امام روحالله (ره) ما را زنده كرد، چرا ما با هجمه و بمباران ارزشهای الهی، وسیلهای نشویم تا خدا از طریق ما انسانها را زنده و احیا كند؟

پس با توجه به تأكید مقام معظم رهبری به نظر شما حركتهای فرهنگی آنگونه كه باید قدرتمند و تأثیرگذار باشد نیست؟

این به خاطر بینش است. باید بینش خودمان را اصلاح كنیم، باید منظر خودمان را اصلاح كنیم، باید از منظری به انقلاب نگاه كنیم كه امام(ره) نگاه میكردند. ما هرچقدر از روح انقلاب فاصله میگیریم، مشكلاتمان زیادتر میشود. با فاصله سی و چند سال از انفجار نور انقلاب، اتفاقاتی میافتد كه آدم باورش نمیشود و از خود میپرسد: مگر ممكن است مؤمنینی باشند كه اینگونه اتفاقها را رقم بزنند؟ این فسادها، این رانتخواریها، اینها اصلاً در فرهنگ انقلاب ما جایگاهی ندارند. باید دید كه چه اتفاقی افتاده كه انسان میبیند این مسائل به راحتی در بین بعضی از مؤمنین ما وجود دارد و ایشان به راحتی به این ارزشهای منفی مبتلا شدهاند؟ ما وقتی از روح انقلاب فاصله بگیریم، طبیعتاً این اتفاقها میافتد.

به عنوان یك هنرمند به نظر شما فاصله گرفتن مسئولان از روح انقلاب چه مشكلاتی را برای ما ایجاد كرده است؟

ما هرچقدر از روح انقلاب فاصله میگیریم، مشكلاتمان زیادتر میشود. خیلی از ما دردمند هستیم كه چرا جنگ را با آن وضعیت به پایان رساندیم و جام زهر را به امام(ره) نوشاندیم. چه اتفاقی افتاد؟ آیا غیر از این بود كه ما از روح جنگ فاصله گرفتیم، آن روحی كه باعث حركت و اشتیاق در دفاع مقدس میشد. وقتی انسان از آن روح فاصله بگیرد، دیگر جنگ معنا ندارد و باید تمام شود. تا وقتی فضای دفاع مقدس روح داشت، زنده بود و میتوانست حركت كند، در غیر این صورت جنگِ بیروح و انگیزه، جنگِ مرده است و باید تمام شود. اگر بخواهم روح جنگمان را در یك جمله توصیف كنم باید بگویم روح جنگ ما این عبارت بود كه «میروم تا انتقام سیلی زهرا (س) بگیرم». این جمله در جوانان ما، جوشش ایجاد میكرد؛ باعث میشد نوجوان 13ساله به جبهه برود. یعنی به همان جایی كه بوی حضرت زهرا(س) استشمام میشد. حضرت زهرا (س) به استناد برخی احادیث، «روحالقدس» هستند و هر جا روح باشد، حیات و نشاط و زندگی جریان دارد. بله! این روح جنگ ما بود و وقتی این را از جنگ گرفتند، جنگ مبدل به یك سری فعالیت نظامی شد و دیگر لزومی برای ادامه نداشت. اكنون انقلاب هم در همین وضعیت گرفتار شده است. وقتی روح انقلاب از آن گرفته میشود و قداست اهلبیت(ع) زیر پا گذاشته میشود و حضور خدا در زندگی افراد، كمرنگ و بلكه بیرنگ میشود، طبیعی است كه فساد میآید و به سادگی هم بیرون نمیرود، مگر اینكه خدا رحم كند «الا ما رحم ربی»، البته خداوند نمیگذارد، خداوند كاری را كه شروع كرده ناتمام نمیگذارد و این انقلاب امانتی است الهی و باید به صاحبش برگردد و به قطع و یقین این اتفاق خواهد افتاد، و این وظیفه ماست كه امانت را به اهلش و صاحبش برگردانیم.

شما در كل، كیفیت آثار ارسالی به جشنواره هنر مقاومت را چگونه ارزیابی میكنید؟

كیفیت خوب است. بچهها بسیار زحمت كشیدهاند ولی من معتقد به تأثیر فضای فرهنگی هستم. وقتی روح مقاومت در جامعه نیست، روح تهاجم در جامعه نیست، طبیعتاً در آثار افراد صرفاً پوسته و شكل و فرمی از مقاومت دیده میشود. آن روح نیست. شما كارهای اوایل انقلاب بچهها را نگاه كنید، همین دوستان كار كردهاند. هنوز كه هنوز است وقتی شما به آن آثار نگاه میكنید، روح انقلاب را در آن میبینید. با تمام خامی و جوانی كه از نظر تكنیكی داشتند، ولی به وضوح شما آن روح را احساس میكنید. ولی الان اینگونه نیست. نه اینكه دوستان ما اتفاقی برایشان افتاده باشد، نه. گرایش جامعه به سمتی رفته كه طبیعتاً چنین نتیجهای را دارد. طبیعی آن، ایجاد همین مفسدهها است. طبیعی آن، فاصله بین انسانهاست. طبیعی آن، دور شدن از بسیاری از ارزشها است. این به خاطر این است كه ما از روح انقلاب فاصله گرفتیم. باید ان شاءالله همتی كنیم و دست به دست هم بدهیم و یك ماجرای فرهنگی راه بیندازیم. خدا دارد كار انجام میدهد. از ما «قالوا بلی» گرفته و ما قرار بود بیاییم به این دنیا و از اهل بیت رسولالله (ص) حمایت كنیم. همه باید دست به دست هم بدهیم كه این ماجرا تحقق یابد و انشاءالله خدا دستمان را خواهد گرفت.

نظرتان در خصوص اثر بخشی جشنوارهها و بهخصوص جشنواره هنر مقاومت چیست؟

سرعت حوادث در پیرامون ما و جهان بسیار زیاد است. تأثیرگذاری یك گروه فرهنگی - انقلابی باید خیلی زیادتر از این حرفها باشد. توقع بالاست. ما الان در شرایط عادی نیستیم. توقع بالاست. همه دنیا از نظر فلسفی به پوچی رسیدهاند و به دنبال نور امید هستند و ما معتقدیم این نور امید را میشناسیم، خب این اعتقاد و ادعای ما باید در آثارمان نمود داشته باشد. چرا ما به فرمگرایی و پوسته حوادث نگاه میكنیم؟ چرا به آن نوری كه باعث این انقلاب شد نگاه نمیكنیم؟ چرا از آن نوری كه باعث این مقاومت میشود، غفلت میكنیم؟ مقاومتی كه در ایران و بلكه در لبنان و سوریه و هر نقطه كه مظلومان از خود بروز میدهند و قیام میكنند، براساس این نور است. چرا ما به این نور توجه نمیكنیم؟ یعنی توقعها بالاست. خواستهها بالاست و همه از ما انتظار دارند. ادعای امالقرای كشورهای اسلامی كم چیزی نیست، این نباید یك ادعا و یك حرف باشد، در عمل ما باید ایده داشته باشیم، ایده كه میگویم منظورم این نیست كه موشك داشته باشیم، البته باید برای مقابله با ظلم دشمن، موشك هم داشته باشیم و موشك حداقل حركتی است كه ما باید داشته باشیم. اما در بعد فرهنگی و نجات انسان ما باید ایده فرهنگی داشته باشیم كه متأسفانه نداریم. به طوری كه رهبر معظم انقلاب بارها و بارها  تذكر دادند ولی متأسفانه كمتر كسی به این فرمایش ایشان اعتنا نموده و باید گفت یك جورهایی انگار نه انگار.

شما فرمودید آثار باید حاكی از یك جور قدرت ما در مقابل دشمن باشد، آیا این روح را در آثار هنرمندان برجسته كه ارسال كردهاند مشاهده میكنید؟

وقتی با همین معیاری كه اكنون مطرح كردم به تابلوی خودم در این نمایشگاه نگاه میكنم، میبینم خیلی ضعیف است. این حرفهایی كه زدم به این معنا نیست كه كار من قوی است، كار من از همه كارها ضعیفتر است چون من هم در همین جامعه زندگی میكنم و من هم تحت تأثیر فرهنگ همین جامعه هستم. یك سری بچه مسلمان دلسوختهای كه به دلایل شرایط فرهنگی، در خانههای خود كز كردهاند و احساس میكنند كسی حرفشان را نمیشنود. این هنرمند وقتی كار میكند، طبیعتاً كار او نمیتواند كار ایدهال و مورد نیاز این زمانه باشد. این كاری كه من انجام دادم. واقعاً در حدی كه باید باشد نیست. چرا؟ برای اینكه آن فضا وجود ندارد، آن فضای نورانی را باید ایجاد كنیم، دقیقتر اینكه باید از خدا بخواهیم كه برای ما آن فضا را ایجاد كند. آن موقع خواهیم دید كه آثار تولید شده، بهرغم اینكه ممكن است همین فرمها را داشته باشد، ولی دارای روح است. در هر شیئی، ظاهری و باطنی وجود دارد. اثر هنری ممكن است ظاهرش خیلی زیبا باشد، ولی باطنش چیست؟ آن چه اهمیت دارد این است كه آیا باطنش دل ما را به طرف ظلمت میكشاند یا به طرف نور میكشاند؛ این مهم است.

تلاش شما برای رساندن پیام مقاومت از طریق هنر نقاشی چگونه بوده است؟

در تابلویی كه كشیدم، سعی كردم خاطرات آن دوران را به تصویر بكشم. وقتی كه وصیتنامهها را میخوانیم، وقتی كه با بچههای جبهه مینشینیم و صحبت میكنیم، همه حرف از یك چیز میزنند، ورای صحنه مادی، یك نیرویی، یك حضوری، یك محضریتی، حضور نوری تأثیرگذار، چیزی كه باعث حركت بچهها بود، چیزی كه بچهها وقتی زخمی میشدند و به بیمارستان منتقل میشدند، به محض مرخص شدن از بیمارستان، ایشان را مستقیماً به جبهه میآورد. این چه نیرویی بود؟ چه چیزی ارزش دارد كه آدم اینگونه رفتار كند. آنها از نوری خدایی و محضریتی الهی سخن میگفتند.

به عنوان آخرین سؤال نظر شما در خصوص نمایشگاه هنر مقاومت چیست و نمایشگاه را چگونه دیدید؟

باعث خوشحالی است كه این فضا همچنان وجود دارد و هنوز هم كارهایی مرتبط با انقلاب و جنگ و راجع به بحث مقاومت میشود، هر چند دیگر آن رنگ و بوی قدیم را ندارد. این جای امیدواری است و جای شكر دارد. ما در هر صورت باید شاكر باشیم. ولی به هرحال یك ایدهآلهایی است كه آدم یك ذره دلش میسوزد. مشكلی كه من با نمایشگاه مقاومت دارم این است كه معتقدم كلمه «مقاومت» كلمه درستی برای كار فرهنگی نیست. استفاده از این كلمه ممكن است در حیطه سیاسی یا نظامی درست باشد، ولی در حیطه فرهنگی، آن هم در این برهه از زمان درست نیست.

و كلام آخر؟

تصورم این است كه این نور، گمشده ماست. ما عكس همه را كشیدیم. همه شهدا، سرداران و ایثارگران را كشیدیم، ولی به این نور كم بها دادیم و تصورم این است كه باید خیلی بیشتر از اینها كار میكردیم. باید آثار ما اثبات كند كه این خدا بود كه ما را به حركت در آورد و خدا بود كه ما را پیروز كرد و خدا است كه بهرغم این همه اشتباهاتی كه در همه ابعاد اعم از فرهنگی و اقتصادی و حكومتی از ما سر میزند، باز هم مانند گذشته دست ما را میگیرد. خداست كه دارد ما را نجات میدهد و دست ما را گرفته است. ما باید این را در بُعد فرهنگی فریاد بزنیم. با این نگاه نه تنها راه خودمان، بلكه راه همه كسانی كه به دنبال نور هستند را در بحث فرهنگی باز كنیم و به آنها نشان دهیم و بگوییم:ای كسانی كه در اقصی نقاط جهان طالب نور هستید، نور اینجاست. آدرس دارد، بیایید اینجا. و به عنوان آخرین كلام هم باید بگوییم كه الحمدلله رب العالمین.