تصویر زنان در آثار تجسمی انقلاب اسلامی ۱۳۹۰/۹/۵

 

 

1.     تصویر زنان را در آثار تجسمی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس چگونه می‌بینید؟

واقعیت این است که جایگاه زن در فرهنگ دینی به عنوان عنصری الهام‌بخش و متعالی است. زن یعنی مادر و دارای جایگاهی رفیع که گاه تبدیل به یک نماد می‌شود؛ نمادی از محل امن. من زن را در برخی از آثار هنریم، مانند تابلو بچه‌های شهر غریب که در آن حضرت زهرا (س) تصویر شده است، امن‌ترین جایگاه و الهی‌ترین مامن تصویر کرده ام. قبول دارم که تاثیراتی تفکر غرب روی برخی هنرمندان ما گذاشته است، و این واقیعتی غیر قابل انکار است، اما به این معنا نیست که جایگاه زن از مکان والای خویش تغییر و نزول کرده بلکه بدین معناست که هنرمند ما رسالت و جایگاه انسانی خود را فراموش کرده است وگرنه هر جا هنرمند مسلمان در رابطه با زن حرف زده تمام تلاش خود را بر آن داشته که زیباترین الحان را در نظر گرفته و جایگاهی رفیع برایش در نظر بگیرد.

 

2.     نقش تفکر شیعی در نحوه بازنمایی زنان در آثار تجسمی چگونه است؟

مسلماً فرهنگی که در آن زندگی می‌کنیم، جدا از ناخالصی‌هایش، زاییده تفکر و ایدءولوژی ماست، زاده منظری است که ما از آن به جهان هستی می‌نگریم. بنابراین نگاه ما به زن همان نگاه یا حداقل نزدیک به همان نگاهی است که ایدئولوژی اسلامی به زن دارد. برای شیعه آن چیزی جلوه میکندکه برای خدا جلوه دارد.، آن چیزی را می‌پسندیم که خداوند می‌پسندد و این جزئی از آموزه‌های ماست. با دقت در کلام الهی، می‌بینیم که زن دارای جایگاهی ارزنده است . زمانی که به دنبال دوستان خدا می‌گردیم تا ببینیم خدا بیشتر به چه کسانی علاقه‌مند است، می‌بینیم که در این میان نام حضرت زهرا (س) پررنگ است و ما می‌دانیم به دلیل جایگاهشان بدین گونه دوست داشته می‌شوند و به عنوان گوهری الهی به او نگریسته می‌شود، طبیعتاً ایده‌آل‌ترین تصویر نیز برای جایگاه زن در نزد ما شبیه جایگاه است که خدا معرفی می کند.. پس آموزه‌های دینی ما یا مهم‌تر از آن تفکر و ایدئولوژی هر کس، بستر ایجاد فرهنگ در آن شخص، می باشد..

 

 

3.     نقش انقلاب و دفاع مقدس در بازنمایی زنان چگونه است؟

برای بررسی زن در آثار دفاع مقدس نیاز به بررسی و تحقیق طولانی است. از نظرمن به عنوان کسی که در حوزه سینما و نقاشی فعالیت کرده است، زن تصویر مادی عالم ملکوت است، زن جای امن است و مقام مادری بالاترین جایگاهی هست که می‌توان برایش تعریف کرد. در آثار من، زن همچون یک دوست است، یک همدم، یک هم‌درد و همراه. در تابلو  بهشت زهرا  که در سال61 13کار کردم، تعدادی از خانواده شهدا تصویر شده‌اند که حضرت زهرا (س) در کنار آن‌ها نشسته و دلجویی می‌کنند. واقعاً این صحنه را در بهشت زهرا کنار قبر شهید بهشتی دیده بودم و سپس آن را تصویر کردم. این اثر در زمان خود باعث تسلای خاطر خانواده‌های شهدا شد چرا که من همان رفیق، همدم، همراه و هم‌درد را به تصویر کشیده بودم؛ همان کسی که به خاطرش مصائب و سختی‌ها ارزش تحمل دارند. یک مادر ایده‌آل است. من در مورد آثار دوستان دیگر بررسی چندانی ندارم که برآوردی از آن را اعلام کنم اما باید بگویم که در آن زمان همه ما از یک فضای نورانی استفاده می‌کردیم و از یک آبشخور می‌خوردیم و همراه بودیم. قطعاً دیدگاه دیگر هنرمندان مسلمان به زن نیز مانند من بوده است. هر قدر که اصالت مذهبی خود را حفظ می‌کنیم مفاهیم مذهبی در آثارمان غنی‌تر و به اصل نزدیک‌تر می‌شوند و با فاصله گرفتن از فضای نورانی، ممکن است در موضوعات تغییری حاصل نشود اما مفاهیم نازل‌تر می‌شوند مانند فیلمهایی که امروزه با موضوع دفاع مقدس اجرا می‌شوند ولی عاری از محتوای آن هستند.

 

4.     جایگاه زن و الگوی این تصویر را در هنرهای تجسمی انقلاب اسلامی از دیدگاه وسیع‌تر چگونه می‌بینید؟

هنگاهی که راجع به نقاشی صحبت می‌کنیم مفاهیم عموماً کلان می‌شوند چون در نقاشی نباید زیاده‌گویی کرد و هنگام کنار زدن زواید می‌توانید تصویری خالص را در نقاشی طرح کنیم. از نگاه من نقاش، زن دارای این خصوصیات است. اگر قرار است ایده‌آلی را در خلقت مطرح کنم از زیبایی، لطافت و نورانیت، زن را مطرح می‌کنم و سایر مسایل سیاسی و اجتماعی زیرمجموعه‌های این نگاه هستند. در دفاع مقدس زنانی را داشتیم که مادران بسیار شجاعی بودند. شوخی نیست مادری که سه، یا چهار فرزند خود را تشویق کند که در جبهه‌ها حضور پیدا کنند،  تغذیه انرژی این مادران اگر از همان مادر ایده‌آل نبود نمی‌توانستند این کار را انجام دهند. در این‌جا بحث چشم و هم چشمی نیست بلکه بحث جان است؛ چگونه ممکن است مادر فرزندی را که به جانش بسته است به جبهه بفرستد؟ این مسئله با عقل ماتریالیستی جور در  نمی‌آید مگر این که این زن یا مادر در نور حضرت زهرا (س) مفاهیمی را ببیند و ارزش آن مفاهیم برایش جلوه‌گر شده باشد ،که بتواند فرزندش را برای آنها ذبح کند. پس شخصی مانند حضرت زهرا (س) در نگاه شیعی صرفاً یک فرد نیست بلکه برای شیعیان یک منبع نور است و به قدری این نور زیاد است که همه ما مردها را به سمت مقصد نهایی راهنمایی می‌کند. ایشان اولین مردانی را که راهنمایی کردند فرزندان خودشان بودند. درست است که حسین بن علی (ع) و دیگر امامان هر یک به تنهایی منبع نور هستند، ولی واقعیت این است که نیروی قدرتمندی همچون حضرت زهرا (س) ، انرژی حرکتشان بوده و هست. اما در درجات پایین‌تر مادرانی که ما در دفاع مقدس دیدیم و زنانی که در جبهه‌ها فعالیت کردند و شجاعانه ایستادند و اعتقادات خویش را حفظ کردند، تبلوری اندک از نور حضرت زهرا (س) را جلوه دادند.

 

5.     نحوه بازنمایی زنان در آثار تجسمی قبل و بعد از انقلاب اسلامی از نظر شما چگونه است؟

در خلق اثر هنری یکی از پارامترهای مهم فضا است، فضایی که هنرمند در آن زندگی و کار می‌کند. هر گاه که فضایی متعالی بر کارها حاکم بوده، آثار نیز به تبع متفاوت شده‌اند. اگر من به عنوان هنرمندی مسلمان تعدادی اثر با محتوای ارزش‌های مذهبی داشته‌ام نه به خاطر این است که نسبت به هنرمندان قبل از انقلاب اسلامی متعهدتر و با ایمان‌تر بوده‌ام بلکه به خاطر فضایی است که من را راهنمایی کرده و بعد انسانی من را متبلور کرده است و سپس توانسته‌ام آثاری مذهبی را خلق کنم. پس مقایسه هنر قبل و بعد از انقلاب به نظرم زیاد معقول نیست چون فضاها بسیار متفاوت بوده‌اند. با این حال در آثار قبل از انقلاب اسلامی از هنرمندان اصیل ایرانی بعضا می‌توان جایگاه رفیع زن را  مشاهده کرد.

 

6.     تفاوت نقش زن در نگارگری ایرانی و نقاشی‌های معاصر به چه شکلی است؟

این‌ها تقسیم‌بندی‌های خود را دارد. مجموعه‌ای از کارها هست که در زمان خود برای درباریان و سرمایه‌داران اجرا شده‌اند. به این گونه آثار نباید به عنوان یک پایه فکری اعتناد کنیم. آن چه که من اعتقاد دارم این است که اگر کسی ایرانی مسلمان و شیعه باشد حتی در زمانی که فضا هم آن‌چنان یار نباشد همچنان نگاهش به زن نگاهی متعالی است چرا که پایه خلق یک اثر، فضای فکری و ایدئولوژی هنرمند است. ولی واقعیت این است که کارهایی هم در عین حال هستند که از زن تعریفی مادی دارند و هاوی تهاجم فرهنگی و نگاه شیطانی هستند.

 

7.     تعریفی از ارتباط زن و هنر  از دیدگاه شما چگونه است؟

در کارهای خودم به عنوان یک تولید کننده آثار هنری، شکل‌های مختلفی از زن را به تصویر کشیده‌ام. در بعضی از آثار زن را به عنوان زن ایده‌آل مطرحش کرده‌ام، مانند تابلوهای حضرت زهرا (س)، و در برخی کارها به عنوان مادر یا همسر شهید و گاه در قالب فرشتگان از زن یاد کرده‌ام. نه این‌که فرشتگان از ما بالاترند، بلکه تصویری لطیف از فرشتگان در قالب زن ارایه شده است. در قالب تصاویر من فرشتگان یک وجود رابط میان زمین و آسمان هستند، اگر فرشتگان به چیزی علاقه دارند گویی آسمان‌ها به آن چیز علاقه دارند. من خوب می‌دانم که فرشتگان زن نیستند و جسمیت بشری ندارند ولی زمانی که می‌خواهم مفاهیم سنگین آسمانها را به تصویر بکشم از فرشتگان کمک می گیرم. فرشتگان در قالب یک زن برای ما صفاتی همچون پاکی، لطافت، همراهی، همدردی، و دیگر صفات نورانی را تدایی می کنند..

 

8.     میزان حضور تصویر زنان در عرصه هنر دفاع مقدس چگونه است؟

جالب است که در آثار تجسمی دفاع مقدس اگر حجم حضور زنان از مردان بیشتر نباشد کمتر هم نیست. زن‌ها در اثار تجسمی حضور پررنگی داشتند، چون وقتی می‌خواهید یک حرکت اجتماعی را به تصویر بکشید که جایگاه و خاستگاهی آسمانی دارد، یکی از فرم‌هایی که می‌توان برای انتقال معنا به مخاطب مورد استفاده قرار داد حضور زن است. هنرمندان تجسمی از این قضیه استفاده بسیار کردند و در آثار خود من هم که به مفاهیم جنگ یا دفاع مقدس مربوط هستند حضور زن حتمی است و سهم زن در آن‌ها بیشتر از مردان است و اکنون که به حافظه‌ام رجوع می‌کنم می‌بینم که بیشتر هنرمندان از زن به عنوان مادر و همسرشهید در آثارشان استفاده کرده‌اند.

9.     دلیل حضور کمرنگ هنرمندان زن در عرصه هنر دفاع مقدس را در چه می‌بینید؟

درست می گویید، هنرمندان خانم در این زمینه تعدادشان کم است. علت را نمی‌دانم و باید بررسی شود اما شاید یکی از دلایل این باشد که هنگام نام بردن از جنگ و دفاع در ابتدا به یاد مردان می‌افتیم و باید پرسید چرا زنان حضورشان کمرنگ‌تر است در حالی‌که بسیاری از مفاهیم را بهتر متوجه می‌شوند. شاید بد نباشد نکته ظریفی از مفاهیم شیعه را به یاد آوریم "من نباشم تا تو باشی". زن‌ها در رفتارشان این حالت وجود دارد. اگر افتخاری در جبهه‌‌ها به وجود می‌آید توسط زنان است چرا که فرزندان خود را به جبهه‌ها فرستادند وخود در حجاب ماندند و افتخارات را برای فرزندان و همسران خود خواستند. درتاریخ شیعه حضور حضرت زهرا (س) را ما کمتر در مباحث اجتماعی وسیاسی می بینیم، اما همه تحولات عظیم شیعه توسط ایشان اتفاق افتاده و ایشان منبع نور در احوال همه اهل بیت هستند و این تبدیل به فرهنگی برای ما شیعیان شده است. مادران نمی‌خواهند مطرح شوند و دوست ندارند دیده شوند. بنابراین تصور این که حقشان پایمال شده درست نیست بلکه آن‌ها ترجیح داده‌اند فرزندانشان دیده شوند.

 

10.و سخن آخر در مورد استفاده از نقش زن در هنر؟

نیروهای حق برای تجلی به عنصری قدرتمند مانند  زن نیاز دارند که حق در دامانش جلوه کند. جالب است که می‌بینیم باطل برای نزول انسان و انسانیت باز هم از وجود زن استفاده می‌کند. زن فی‌ذاته عنصری قدرتمند است و هر گاه بشر رو به تعالی رفته با استفاده از تفکر دینی و به رخ کشیدن قداست زن راه را نورانی می‌کند و حق‌پرستان در این راه حرکت می‌کنند و هر گاه بشر از انسانیت خود فاصله گرفت و به مادیت و بی‌خدایی گرایش پیدا کرد زن را به عنوان قویترین سلاح به میدان آورده و نازل‌ترین تعاریف را برایش در نظر گرفت است.

 

11. آیا می توانید تعریفی از هنر ارائه دهید؟

تعاریف مختلفی برای هنر تا کنون مطرح گرفته شده است ولی به طور کلی شاید بتوان گفت هنر یعنی ایجاد حُسن. یعنی تولید اثری که حاوی حُسن باشد. در این تعریف هنر یک بستر است، تا ما چه عنصری در آن بریزیم یا به عبارت دیگر خالق اثر هنری  تا از چه آبشخوری تغذیه شده باشد. و نسبت  به آن اثر هنری به سمت خیر یا شر بودن سوق پیدا می‌کند. بنابراین هنر یک ابزار یا یک بستر خاکستری است؛ تا کی و چه رنگی کنار این خاکستری بنشاند و به آن رنگ و رو دهد. به همین دلیل است که دشمنان و شیظانیان قدرت هنر را فهم کرده‌اند و از آن بهترین استفاده را می‌کنند و ما متاسفانه درک درستی از هنر به عنوان یک سلاح  پیدا نکرده‌ایم و از قدرت این ابزار غافلیم. این‌که بگوییم هر هنر غیر دینی هنر نیست، غلط است. اینکه هنر فقط در چارچوب دینی هنر است تعبیر درستی نیست و ما را از کاربرد آن غافل می‌کند. هنر یک اسلحه است؛ تا دست چه کسی بیفتد. در دستان یک انسان مومن و متقی هنر از خود تولید نور می‌کند و همین سلاح در دست شیطانمداران سلاحی قدرتمند برای ایجاد جهل و تاریکی است و چه خوب است که هر چه زودتر توان هنر را درک کنیم و از آن برای اشاعه تفکر خویش استفاده کنیم.

دفاع مقدس ما بدون در نظر گرفتن فرهنگ دینی مانند تفاوت نگاه یزید به عاشورا و حضرت زینب به عاشورا است. یزید می‌گوید: دیدید که دریای خون راه انداختم با بدن‌های تکه تکه شده و کشتاری فجیع، اما حضرت زینب می‌گوید: من چیزی ندیدم جز زیبایی و این‌ حاصل تفاوت بینش است. دفاع مقدس ما نیز اینگونه است. جنگی خونین اما با نگاه امام(ره) دفاع مقدس یک دانشگاه است، به عنوان سکوی پرشی برای رسیدن به ملکوت اعلا. با این منظر است که می توان گفت: هیچ چیز ندیدم جز زیبایی. پس جدا کردن منظر دینی از جبهه بهترین روش برای فاصله انداختن بین دفاع مقدس و مفاهیم دینی است که در این صورت همه‌اش ضرر محسوب می‌شود.

12. آثارتان را چه گونه ارزیابی می کنیم؟

برخی منتقدین این نکته را در مورد کارهایم بیان کرده‌اند که فضای رنگی آثار، سرشار از امید است. وقتی خود نیز کار هایم را باز نگری می کنم می بینم این مطلب درست است، شاید بتوان گفت علت این امر نوع منظریست که با آن به هستی و پیرامون خود می نگرم، منظری بسیار زیبا و باشکوه. منظری که امید به بر پایی حکومت حقه دارد. امیدی که هر انسانی رازنده می کند و مصائب زندگی را آسان می نماید. به امید آن روز.

 


۱۳۹۰/۹/۵