بایدها و نباید های طراحی صحنه - 91.07.25

 


مصاحبه-طراحی صحنه-91.07.25

"عبدالحمید قدیریان" طراح صحنه سریال قرآنی "مریم مقدس" بسیاری از آثار از این دست همچون "ملک سلیمان، این روزها مشغول طراحی برای سریال مذهبی دیگری است که قصد دارد گوشه هایی از زندگی امام موسی کاظم (ع) به تصویر بکشد.

با او درباره بایدها و نباید های طراحی صحنه در ایران و ظرافیت های این عرصه به گفت و گو نشستیم.

** ساخت سریال های تاریخی آن هم در گروه سریال های الف ویژه در دستور کار تلویزیون قرار گرفته است. آیا طراحان صحنه در ایران به لحاظ کمی و کیفی به توانایی لازم برای تولید سریال های تاریخی رسیده اند؟

اگر چه تعداد طراحان صحنه زبده در ایران زیاد نیست اما از نظر کیفیت در وضعیت مطلوبی به سر می بریم و می توان گفت که کیفیت کار طراحان صحنه ازنظر تکنیکی در داخل کشور در حد سینمای جهان است و از این نظر چیزی کم نداریم.

اینکه تا چه میزان از ظرفیت و توان بالقوه طراحان صحنه استفاده شود، به تهیه کننده، کارگردان و حتی نوع فیلم یا سریالی که قرار است ساخته شود باز می گردد.در مجموع بویژه در سال های اخیر مشکلی از نظر تکنیک طراحی صحنه نداریم اما مشکل اصلی در طراحی این سریال ها به مفهوم اثر و نحوه انتقال آن از طریق فیلم و سریال باز می گردد. به نظر من مشکل اصلی در این است که ما کمبود تفکر فرهنگی و هنری داریم، البته این مشکل به طراحان محدود نمی شود و در دیگر بخش ها حتی در حوزه کارگردانی و تهیه کنندگی هم دیده می شود.

** منظور شما از مفهوم و تفکر فرهنگی و هنری بویژه در سریال های مذهبی و تاریخی چیست. آیا این کمبود در طراحی صحنه ها نیز اثر خود را می گذارد؟

منظور از تفکر ، هنری است که جاپای یک تفکر بگذارد نه اینکه هنرمند بر اساس عادت و یا به صرف زیبایی، حرکت کند و هنر خود را خلق کند. این کمبود نخستین تاثیر خود را روی عمق و مفهوم تولیدات نمایشی می گذارد و به همین خاطر ممکن است اثری به لحاظ زیبایی شناختی زیبا و جذاب باشد اما نمی تواند مفهومی که مد نظر سازنده است، به مخاطب منتقل کند.

برای نمونه از میان انبوه سریال های تاریخی که هر کدام با دکور و ویژگی های خاص خود ساخته شدند، تنها می توان "هزار دستان" را سریالی قلمداد کرد که هر جزء آن بر اساس یک تفکر و اندیشه ساخته شده یعنی کارگردان دقیقا می دانسته که از این سریال چه می خواهد و همه اهرم ها اعم از دیالوگ، طراحی صحنه و لباس و ... را برای رسیدن به هدف به کار گرفته است.

 

** در سریال های مذهبی که دوره های مختلف تاریخی را روایت می کنند، این اشکال چگونه نمود پیدا می کند.

امروز بسیاری از سریال های مذهبی ، در حقیقت تاریخی هستند؛ ساخت فیلم ها و سریال های مذهبی سخت است زیرا به جز تحقیقات تاریخی، اجتماعی و سیاسی و ... که برای ساخت فیلم نیاز است، باید درباره مباحث دینی و آنچه قرار است از دل این فیلم یا سریال به بیننده القا شود، تفکر و تحقیق گردد، اما به نظر می رسد که  آنچه در سریال سازی مذهبی کمتر مورد توجه قرار می گیرد همین فهم مفاهیم دینی است یعنی آنقدر که سفارش دهندگان فیلم ها و سریال ها نگران پوشش هنرپیشه ها هستند، نگران مفاهیم دینی که قرار است در این اثر بیان شود، نیستند.

** این مشکل از کجا ناشی می شود؟

ارائه مفاهیم دینی فقط کار طراح صحنه نیست بلکه همه اجزای یک فیلم و سریال اعم از سفارش دهنده تا عوامل اجرایی در آن دخیل هستند. در حال حاظر ساخت سریال های مذهبی بیش از آنکه مفهوم محور موضوع محور است به همین خاطر است که وقتی می خواهند زندگی یک انسان بزرگ را دستمایه تولید فیلم کنند ، به جای انتقال مفاهیم به سراغ بیان سیر تاریخی تحولات و حوادث و به تصویر کشیدن دوره زندگی آن شخص از تولد تا مرگ هستند در حالی که باید با این فیلم ها روحیه دینی و دین محوری را به جامعه منتقل کنیم.

** از صحبت های شما اینگونه برداشت می شود که بخش اعظمی از این مشکل متوجه فیلمنامه این گونه سریال ها است که تاثیر خود را بر بخش های دیگر از جمله طراحی صحنه می گذارد.

بله. هرقدر که عمق سناریو و خاستگاه آن رفیع تر باشد، نگاه کارگردان و دیگر عوامل نیز به آن اثر عمیق تراست و می توان گفت که نوع نگاه آنها از فرمالیسم خارج می شود و به محتوا روی می آورد، در این صورت دیگر زیبایی ملاک نیست و به همین روی کار طراح صحنه اثر می گذارد. به این ترتیب لوکیشنی که قرار است در آن یک مفهوم مطرح شود با لوکیشنی که فقط چند بازیگر در آن دیالوگ خود را می گویند، تفاوت فاحشی خواهد داشت.

** از زمانی که سریال های تاریخی بویژه مذهبی در تلویزیون باب شد، دکورها ساده بود اما اکنون رنگ و لعاب آن بیشتر شده است. این روند را رو به جلو و در جهت تعالی سریال های تاریخی می دانید؟

این امر می تواند نشان از روند تکاملی درتکنیک طراحی صحنه باشد، ولی اگر منظور شما گرایش بیش از حد به فرم در طراحی می باشد، این امر اجتناب ناپذیر است، در جایی که مفهوم نیست فرم فضا را پر می کند. اما وقتی قرار است لوکیشن و دکورها مفهوم را منتقل کنند، دیگر پیشرفت کار یک طراح وابسته به رنگ و لعاب صحنه نخواهد بود.

یعنی وقتی مفهوم محور کار باشد، در لوکیشن ها با سادگی می توان عمق مفهوم را به بیننده القا کرد و دیگر نیازی به رنگ و لعاب بیش از حد نیست. به همین خاطر فیلم ساده اما در عین حال تاثیرگذار است.

** برای طراحی صحنه یک سریال تاریخی به چه موادی نیاز است؟

طراح صحنه برای آغاز هر کاری بویژه برای سریال ها و آثار تاریخی ابتدا باید کار تحقیقاتی کتابخانه ای انجام دهد که شامل طراحی لباس، معماری، مباحث جامعه شناسی و علوم رفتاری هر دوره است. حال اگر فیلم به سمت مفهوم گرایی برود   باید تحقیقاتی را هم در حوزه مفاهیم انجام دهد.

برای نمونه در فیلم "مریم مقدس" شخصیت اصلی تنها یک "دختر خوب" نبود که با اتکا به مطالعات کتابخانه ای برای او لباس طراحی کنیم. بلکه نام او، مفاهیم عمیقی را به دنبال خود داشت که لازم بود این مفاهیم به نوعی در طراحی لباس و صحنه ها نیز دیده شود.

در فیلم ، می توان با تحقیقات انجام شده به مثابه مواد خام، طراحی را آغاز کرد اما وقتی با مفاهیم بلند و عمیق در فیلم طرف هستید باید خلاقیت را هم به کار بگیرید تا پیامی که قرار است به مخاطب منتقل شود در فرم ها نمایان شوند.

در صورتی هم که مستندات تاریخی برای طراحی دکور و لباس نباشد، باید مفهوم فیلم را مد نظر قرار داد و با کمک کارگردان، نویسنده و دیگر عوامل اجرایی، کار طراحی را انجام داد.

** آیا ممکن است یک لوکیشن در قامت یک شخصیت، بخشی از بار معنایی داستان را به دوش بکشد؟

بله. برای نمونه در "مریم مقدس" لوکیشن معبد چنین کارکردی داشت و چون نماد دین تهی از دین بود، بیشترین تلاش برای طراحی این لوکیشن صورت گرفت و سعی شد تا یک معبد بزرگ با ستون هایی با قطر یک متر ساخته شود تا این مفهوم را منتقل کند.

یا در فیلم سینمایی "ملک سلیمان" محل جلوس سلیمان نبی همین وضعیت را داشت و از آنجا که سلیمان (ع) یک پادشاه و در عین حال پیامبر خدا بود، این تضاد مانع از آن شد تا یک طراحی معمول برای پادشاهان برای محل جلوس او انجام شود.

** در طراحی صحنه بخصوص در سریال های خاص و تاریخی چقدر با صنعت سینمای جهان و غرب فاصله داریم؟

در حوزه طراحی صحنه فاصله ای نداریم اما غربی ها از نظر تکنولوژی از ما جلوتر هستند. البته با وجود پیشرفت های صورت گرفته در عرصه دیجیتال و جلوه های ویژه، همیشه صنعت فیلمسازی جهان به طراح نیاز دارد

** پس علت جذابیت فیلم های هالیوودی بویژه فیلم هایی که با دکورها و طراحی های سنگین و به مدد جلوه های ویژه ساخته می شوند، چیست؟

علل زیادی را می توان ذکر کرد هم از نظر تکنیکی و هم از نظر خواستگاه مورد نظر آنان ولی به نظر من گرایش غرب به مفهوم محوری از علتهای اصلی پیش رفت آنان بوده است. آثاری چون آواتار، ارباب حلقه ها و ... مفهوم محور هستند و مفاهیم خاص خود را پیگیری می کنند؛ هدف از ساخت اینگونه آثار ترسیم یک فضای کارتونی و فانتزی نیست بلکه می خواهند مفهوم مورد نظر خود را که همان نمایش سرزمین شیاطین و دعوت انسان ها به سمت آنان است، دنبال کنند.

به نظر من آمریکایی ها به قدری در مفهوم گرایی پخته شدند که اول مفاهیم فیلم را خوب درک می کنند و سپس فرم به قدری همسان در جهت مفهوم حرکت می کند که احساس نمی کنی در برابر بمباران اطلاعاتی آنان قرار داری و به همین خاطر بی سلاح هستی.

** در حال حاضر ساخت دکورهای عظیم و به کارگیری آکسسوار متعدد و مجلل در بین سازندگان سریال های مذهبی و تاریخی باب شده و هرچه دکورها بزرگتر باشد، از نگاه کلی، اثر بهتری هم ساخته شده است. نظر شما چیست؟

با ید با مصداقها صحبت کرد ولی هر چه عمق مفاهیم یک اثر نازل شود، استفاده از فرم در طراحی صحنه و لباس نیز بیشتر می شود.

شاهد مثالی این موضوع ساخت کلیساهای مجلل و پر از مجسمه و طراحی و نقاشی در قرون وسطی بود که دقیقا در زمانی رخ داد که کلیساها تهی از دین بودند. وقتی حرفی برای گفتن نداری مجبور می شوی فضا را پر کنی.

** در اطراف تهران دکورهای زیادی از سریال های تاریخی ساخته و رها شده اند، آیا امکان استفاده مجدد از این دکورها هست؟

در یک سریال، بخشی از لوکیشنها اصلی و محوریت کار را برعهد ه دارند زیرا انتقال مفاهیم کار در این لوکیشن ها صورت می گیرد، اما در عین حال لوکیشن هایی هم هست که فقط برای انتقال اطلاعات و یا به عنوان لوکیشن گذری مورد استفاده قرار می گیرند که این دو نمونه آخر را می توان در دکورهای ساخته شده با اندکی تغییر از آنها استفاده کرد اما برای لوکیشن های اصلی طراحی خاص نیاز است.

** در دیگر کشورها محل ساخت دکورهای سریالها و فیلم های معروف جهان به جاذبه های گردشگری تبدیل می شود و به تازگی نیز لوکیشنهای فیلم های "جیمز باند" در کشورهای مختلف جهان همین کاربرد را پیدا کرده است. آیا دکورهای موجود در اطراف تهران نمی توانند چنین کارکردی را داشته باشند؟

وقتی مردم به فیلم یا سریالی دل می بندند، دوست دارند که لوکیشن و دکور آن را هم از نزدیک ببینند و اگر امکانات و زیرساخت لازم وجود داشته باشد، این مکان ها به جاذبه های توریستی تبدیل می شوند اما این کار نیازمند مدیریت خاص و توجیه اقتصادی است.

به دلیل آنکه در ایران مدیریت فرهنگی منسجم و بلند مدتی وجود ندارد،و با رفتن مدیران نیز سیاست های فرهنگی تغییر می کند، به همین خاطر نمی توان سرمایه گذاری بلند مدت اینچنینی داشت.


** به این ترتیب سرنوشت دکورهای موجود در حوالی تهران از جمله شهرک غزالی، دکور مختار نامه و ... چه می شود.

درباره شهرک غزالی باید گفت که از ابتدا قرار نبود این مکان به شهرک سینمایی تبدیل شود اما به تدریج هر کس در آن دکوری ساخت. اما اکنون هر چند وقت یکبار زمزمه تخریب آن شنیده می شود و گویا زمین آن هم به شرکت خودروسازی همجوار واگذار شده است. دکورهای مختارنامه هم قرار است خراب شود.
پراکندگی دکورهای سریال های تاریخی در اطراف تهران از نبود یک سیاست منسجم ناشی می شود. در حال حاضر در اطراف پایتخت حدود چهار تا دکور کعبه وجود دارد.