طراح صحنه فیلم ارتفاع پست - صنعت سینما 1 چهارشنبه ‌30‏‎مرداد 1381‎

صنعت سینما 1  -  چهارشنبه ‌30‏مرداد 1381

گفتگو با عبد الحمید قدیریان طراح صحنه فیلم ارتفاع پست

همکاریتان با ارتفاع پست چگونه آغاز شد ؟

فیلم نامه از طریق خانم پروانه پرتو که مسئولیت تهیه کنندگی اجرایی را به عهده داشتند در اختیار من قرار گرفت ، به خاطر علاقه زیاد به همکاری با حاتمی کیا و جذابیت قصه و تامل برانگیزی آن قرار ملاقاتی با کارگردان گذاشته شد و به توافق های لازم برای شروع کار رسیدیم .

خواندن فیلم نامه چه احساسی در شما ایجاد کرد ؟

من فیلم نامه ها را همیشه با دو نگاه می خوانم یکی از نگاه تماشاگر عادی ایرانی و مسلمان و یکی از نگاه تماشاگر- طراح صحنه ، یعنی تماشاگری که در طول خواندن داستان سعی می کند تمام فضاهای قلم نویسنده را در ذهن خود به تصویر بکشد . از این نگاه لحظه لحظه آن حس اولیه ای که هنگام قصه در تجسم صحنه ها برایم متصور می شود را یادداشت می کنم . هنگام کار برای این احساس اولیه اهمیت زیادی قائلم و معتقدم درست ترین شکل کار چه به لحاظ صنعتی و چه به لحاظ معنا و فرم عمدتا نیازمند اعتماد به همین بارقه نخستین است .

بعد از یادداشت کردن این احساسات و در واقع ساختن شکل اولیه کار در ذهنتان چه می کنید ؟

معمولا طی جلسه ای با کارگردان نظراتم را با او در میان می گذارم تا با هم به نتیجه واحدی برسیم ، سپس دو سوال مشخص و همیشگی ام را مطرح می کنم : 1- فیام بردار این فیلم کیست ؟ 2- قاب شما چه اندازه ای است ؟ در مورد ارتفاع پست دقت زیاد کارگردان باعث بهترین انتخابها در هر دوی این موارد شده بود; قاب اسکوپ و فیلم برداری حرفه ای حسن پویا . اعتماد به نفس زیاد کارگردان برای گرفتن فیلمی که عمده ماجرای آن در محیط بسته یک هواپیما می گذرد آن هم با قاب اسکوپ به من هم منتقل شد و کار را آغاز کردیم .

در کار با حسن پویا به آن هماهنگی دلخواه رسیدید ؟

قبلا در فیلم مریم مقدس با حسن پویا کحار کرده بودم و تا حدود زیادی با سلایق و شیوه کار او آشنایی داشتم . این سابقه هر دوی ما را در ارتفاع پست یک مرحله جلو می انداخت و باعث می شد سریع تر به هماهنگی های لازم برای هر صحنه برسیم . کاربرد ترفندهایی نظیر ایجاد شکاف بین دو قطر هواپیما در فاصله سقف و تعبیه یک داربست به منظور نصب چراغهای نئون و نهایتا رسیدن به نورپردازی مطلوب ، حاصل هماهنگی هایی بود که بین من ، فیلم بردار و کارگردان وجود داشت .

از ساخت هواپیما بگویید .

ظاهرا نسخه اول فیلمنامه بر اساس یک ماجرای واقعی برای فضای یک جت تنظیم شده بود . اما کاربرد جت برای چنین فیلمی قدری عجیب به نظر می آمد ، با کارگردان مشورت کردیم که در صورت امکان از یک هواپیمای ملخی استفاده شود ، چنین شرایطی هم مهیا نشد و بهترین راه چاره ساختن هواپیمایی بود که بتواند نیازهای قصه را به لحاظ موضوعی و فنی پاسخ دهد . با توجه به آشنایی که با مشکلات کار فیلم برداری ، طراحی صحنه ، کارگردانی و کار در قاب اسکوپ داشتم تلاش کردم در پیاده کردن فکر ساخت این هواپیماهمه جوانب را درنظر بگیرم تا هنگام فیلمبرداری اختلالی در کار ایجاد نشود .

برای ساخت این هواپیما چه مراحلی را طی کردید ؟

قبل از هر چیز دست به تحقیقات علمی زدم . از طریق اینترنت و تمام کانالهایی که به آن دسترسی داشتم نقشه های فنی انواع هواپیماها را تهیه کردم و اطلاعت خاص ابعاد و شکل هواپیمای ارتفاع پست را به دست آوردم . این هواپیما بیش از آنچه استاندارد ظاهری داشته باشد استاندارد فنی داشت و قانونمندی خاصی بر نحوه قرار گرفتن اجزای داخل آن حاکم نبود . بنابراین به عنوان یک طراح صحنه آزاد بودم که فضاهای داخل را مطابق با سلیقه و نیاز داستان تغییر دهم . اولین قسمتی که ساخته شد بخش مسافران بود و سپس کابین خلبان . ساخته شدن این کابین در امتداد جایگاه مسافران کمک زیادی به باورپذیری فضا می کرد و احساس واقعی بودن یک هواپیما را بیش از پیش در ذهن مخاطب جا می داد .در فیلم میبینید که محیط داخلی این کابین کاملا قابل قبول درآمده گر چه ابزار کاربردی آن از ساده ترین وسایل مثل دگمه پیراهن ، آمپر شوفاژ، تعدادی پونز و مقداری نقاشی تشکیل شده است .

هر کدام از این قسمت ها از چند قطعه تشکیل می شوند ؟

قسمت مخصوص مسافران مجموعا از 26 قطعه متحرک تشکیل می شد و بخش کابین خلبان شامل 16 قطعه بود . تمام این قطعات شماره گذاری شده بودند و از طریق اتصالات به هم پیچ می شدند . تکان دادن هر یک از این اتصالات موجب توهم حرکت نرمی در قسمت های دیگر می شد که به طبیعی جلوه کردن صحنه ها کمک می کرد .

ماکت به این بزرگی را در کجا قرار دادید ؟

این هواپیما در زیر زمین یکی از ساختمان های کانون پرورش فکری کودکان ساخته و همان جا هم مستقر شد . تقریبا تمام فیلمبرداری در همین زیر زمین گذشت . کل هواپیما روی سکویی به ارتفاع 50 سانتیمتر قرار داشت . حرکت دادن این ماکت به دلیل عظمت و حساسیت زیاد آن بسیار خطرناک بود مضافا اینکه فضای آن یر زمین برای فیلم برداری چندان هم نامناسب نبود .

مواد و مصالحی که برای ساخت این ماکت به کار رفت چه بود ؟

نکته جالب در ارتفاع پست و کار با حاتمی کیا وجود داشت که این کار را از هر حیث با سایرین متفاوت می کرد . این کارگردان برای فیلم برداری دقیقا پلان به پلان مطابق قصه جلو می رفت . بنابراین لازم بود که تمام فضاها یک جا آماده و مهیا باشد . قاب اسکوپ ، فضای بسته و کم عرض ، حضور جمع زیادی از بازیگران که عمل و عکس العمل هر یک از آنها در تمام صحنه ها فیام برداری می شد ... فکرش را بکنید که دکور با چه مشکلاتی مواجه بود ، این روش طراحی صحنهای را می طلبید که دکورهای آن ضمن قابلیت جابجایی آسان از استحکام لازم برخوردار باشند . مسلما برای رسیدن به چنین دکور خاصی در ابعاد خاص ، مواد و مصالح خاصی لازم بود . ابعاد قطعات را که در برآورد اولیه دو متر تخمین زده شده بود به حدود یک متر تقلیل دادیم و با استفاده از لوله سیاه و تسمه اسکلتی برای دکورها پی ریزی شد . مقاومت این اسکلت را به مرور با جوش دادنهای پی در پی میله های ظزفی که ضمن سبک بودن محکم باشند بالا بردیم .

برای وسایل جانبی مثل یخچالهای داخل هواپیما ، چزخ پذیرایی مهمانداران یا درها چه کردید ؟

درها هم جزو قطعاتی بودند که با طراحی قبلی ساخته شد . اما یخچال ، ظرفهای غذا و صندلی های داخل هواپیما را از بیرون تهیه کردیم . خوشبختانه توانستیم این صندلی ها را به گونه ای روی ریل جاسازی کنیم که بسته به نیاز هر سکانس قابلیت جلو و عقب شدن داشته باشد .

برای جنس شیشه های هواپیما چه فکری کردید ؟

از طلقی بسیار شفاف استفاده کردیم و برای دیواره های آن هم از فایبر گلاس قالب گیری شده قوس دار کمک گرفتیم .

سیستم تهویه در این هواپیما با توجه به کوچک بودن محیط داخل و گرمازایی ابزار نورپردازی به چه صورت عمل می کرد ؟

تطابق زمان فیلم برداری با فصل زمستان ، کار در محیط باز یک زیر زمین و نصب پرده در گرداگرد محل فیلمبرداری حرارت نورها را نه تنها آزار دهنده نمی کرد بلکه باعث می شد تا از برودت کاسته شده و هوای متعادل تری جریان یابد . از طرفی تمام دیوارهای اطراف هواپیما متحرک بودند و در صورت ضرورت می شد آنها را کاملا بست یا باز کرد .

باز و بسته کردن مکرر دکورها در طی فیلم برداری لطمه ای به آنها نمی زد ؟

چنانچه برای قطعه ای مشکل پیش می آمد سریعا آن را با استفاده از رنگ رتوش می کردیم . این مشکل که عمدتا در فاصله درزها ایجاد می شد به راحتی با تعبیه یک تکه ابر همرنگ با سایر قسمت ها قابل اصلاح بود .

از کامپیوتر هم استفاده کردید ؟

قبل از آن که هواپیمای اصلی ساخه شود در کامپیوتر ، هواپیمایی عین آنچه تصمیم داشتم بسازم طراحی کردم . صندلی ها، پنجره ها ، کابین خلبان و حتی آدم های آن را از زوایای مختلف بررسی کردم و بر اساس محاسباتی که روی آن انجام دادم به اعداد واقعی حجم ، بعد ، طول ، عرض ، ارتفاع و ...رسیدم . در مرحله ساخت تعداد زیادی نقشه کامپیوتری داشتم که در اختیار مجریان گذاشته می شد .

برای طراحی لباس ها چه کردید و چگونه به شخصیت پردازی مورد نظر کارگردان رسیدید؟

حاتمی کیا ضمن اینکه فرد بسیار منضبطی است موقع کار مثل نقاشی عمل می کند که به تنهایی با قلم مو و تابلویش مشغول است . این روحیه عجین شدنش با کار باعث می شود همه چیز اول از کانال او بگذرد و از همین مجرا هر چیزی سر جای خودش قرار بگیرد . در رابطه با طراحی لباس هم بیشتر آنچه را که حاتمی کیا به تن شخصیت ها نقاشی کرده بود من اجرا کردم . چون همیشه اعتقاد دارم کسی که به نحوه لباس پوشیدن آدم های قصه اشراف کامل دارد کارگردان است . اعمال نظر طراح لباس بیشتر به شخصیت های خاص مربوط می شود ، مثل شخصیت گوهر خیر اندیش که فرهنگ و اقلیمش تعیین کننده نوع پوشش اوست . تصمیم گیری برای لباس شخصیت های دیگر بیشتر بر اساس درام و ماجرای قصه استوار است . مثلا نحوه لباس پوشیدن لیلا حاتمی یا حمید فرخ نژاد برخاسته از توجه به وضعیت اجتماعی آنهاست . انتخاب لباس برای بازیگرانی از این دست باید به گونه ای باشد که بیننده به راحتی بتواند با آنها به عنوان آدم های واقعی در متن قصه ارتباط برقرار کند .

در بخش تولید از چه حمایت هایی برخوردار بودید ؟

مسلما نگاه یک تهیه کننده همواره بر سود آوری متمرکز است و طراحی صحنه ای موفق است که در برنامه ریزیهایش این اصل را فراموش نکند. در این فیلم تمام تلاشم بر این بود که در همان آغاز تهیه کننده را نسبت به آنچه باید برای تولید دکور ها هزینه کند توجیه کنم و توجه او را به ضرورت کاربرد دکورهای مناسب برای رسیدن به سودآوری ایده آل جلب کنم . خوشبختانه در فیلم ارتفاع پست این توضیحات باعث شد حمایت کافی وجود داشته باشد . البته پشتیبانی کارگردان هم در این زمینه بسیار موثر و سبب ساز است .

صحنه پایانی فیلم نمایانگر انهدام هواپیماست ، این تخریب تا چه حد روی دکورها اثر گذاشت ؟

آنچه شما در پایان فیلم می بینید بیشتر یک تخریب بصری با استفاده از جلوه های سینمایی است : ایجاد چند تکان ، پاشیده شدن خون به دیواره هواپیما ، جابه جا شدن صندلی ها و ایجاد بی نظمی در صحنه هیچ کدام موجب تخریب واقعی دکور هواپیما نشد و هواپیما با همان شکل و شمایل اولیه تا پایان کار محفوظ ماند .

بعد از اتمام فیلم برداری ارتفاع پست بر سر این هواپیما چه آمد ؟

این هواپیما با تمام متعلقات آن در اختیار شهرک سینمایی غزالی قرار گرفت . ظاهرا در حال حاضر سوله ای برای حفظ آن ساخته شده است تا در صورت نیاز در فیلم های دیگر از آن استفاده شود .

در مجموع چقدر از کار در ارتفاع پست راضی هستید ؟

هدف من در انجام هر کاری رسیدن به ثمره خاصی از یک محصول نیست . من بیشتر دنبال پیدا کردن جواب سوالهای ذهنی ام هستم که به تکامل فنی ، کاری و حتی روحی من کمک می کند . چون کارکردن در فیلم یافتن پاسخ های جدیدی برای این سوالهاست بنابراین همواره از انجام کار راضی هستم . از این منظر در ارتفاع پست جوابهای دقیق تری برای ابهامات ذهنی ام گرفته ام پس حتما احساس رضایت بیشتری خواهم کرد .

آتوسا قلمفرسایی